......

اسلایدر

انتخابات نمايندگي مجلس 1394 در لنگرود

انتخابات نمايندگي مجلس 1394 در لنگرود

گيلان « لنگرود ، اطاقور ، مركز شهر »

انتخاب نماينده در دهمين دوره به خانه ملت ( مجلس شوراي اسلامي )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

12 كانديداي تاييد صلاحيت شده انتخابات مجلس شوراي اسلامي در شهرستان لنگرود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

انتخابات نمايندگي مجلس در لنگرود :

   
آنچه از سال 1285  گذشت 
 اين نيز ميگذرد ... 
كانديداري تاييد شده در شهرستان لنگرود به ترتيب حروف الفبا  
1394  
   سعي كنيد عادلانه قضاوت كنيد و به همه كانديداها احترام بگذاريد .

  دریغا……… و حسرت ها…. با عاطفه مردم بازي نكيند مجلس و پس مجلس ، امتيازاتي براي نماينده نهفنه است چرا که بسیار کسانی دیده ام که با شعار های زیبا وارد عرصه شدند ولی بدنبال کسب تمایلات شخصی و مادی بودند وچه سمتها که در مجلس و خارج آن کسب نکردند این بنده ناچیز ازشان سریعا جدا شدم چون بچشم دیدم که کسبشان  تحصیل آتش جهنم است و غضب ارواح پاک شهدا وامام راحل .
  ( درد بيكاري ، درد فقر ، درد فلاكت و تهي دستي ) درد فحشاء و درد طلاق و درد اعتياد كه عاملش بيكاري و گريز از داد و فرياد پدري است كه توان اداره سفره زن و فرزند را ندارد كه به ناچار فرزند جوان و بيكار او به اعتياد پناه مي برد. اين درددل 80 % مردم ايران است . با من باشيد كه بعنوان يك واقع گرا به دنبال شخصي كه حقوق حقه همشهريانش را از دولت طلب مي كند هم آوا شويد ، 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

نگاهي و يادي از انتخابات گذشته ...

 آنچه شما از من خواسته بوديد  ؟ ! ...  

آغاز تبليغات طرفداران مردمي اين دوره نيز با نگرش جديد ، تمامي كانديداهاي احتمالي مي توانند رزمه و يا گزارشي از اهداف كانديدا شدن خود را ارسال كنند ... 

 بحث و گفتگو : ايراد و انتقاد بدون سانسور در دوره نهم مجلس از سايت شلمانيوز : 

کاندیدای نمایندگی مجلس نهم  (( سايت بي طرف و آزاد نگر )) ( مدافع مردم ) و تاثير گذار ؟     لنگرود  و  شهرستانيهاي مقيم مركز     کاندیداهایی که در همه حال قانون را رعایت، و در برگزاری سالم و آرام  انتخابات به دولت و مردم کمک می کنند ، اصلح اند   صداي بنده را در شب پاياني تبليغات خواهيد شنيد  ؟   مشکل مردم اینک تصاحب قدرت بدست این جناح و یا آن جناح نیست . مردم نگران سیر شدن شکم های خود و خانواده اشان هستند. مردم نگران دین و ایمانشان هستند چرا که نص صریح پیامبر است که : از دری که فقر در آید ؛ ایمان خواهد رفت.   من یک دانشجو در شهرستان لنگرود هستم و این رو میدونم که اکثر دانشجو ها با آقای منفرد هستند گویا جلساتی هم داشته است .( یک پیشنهاد هم برای نویسنده وبلاگ داشتم در صورت ممکن درباره هر کدام از کاندیداها توضیح مختصری بنویسید ). نویسنده: لنگرودی پنجشنبه 14 مهر1390 ساعت: 0:0 بنام خدا
اگرمهردادلاهوتی ازنظرتایید شورای نگهبان به مشکل برنخورد 100در100نماینده لنگرود است چون این چهارسال این راثابت کرده است نویسنده: امید پنجشنبه 14 مهر1390 ساعت: 0:7 جناب نویسنده محترم وبلاگ ساین حسن اخگری را به خوانندگان این وبلاگ معرفی کنwww.hasan akhgari.com نویسنده: اکبر پنجشنبه 14 مهر1390 ساعت: 0:39 سلام خدمت دوستی که اسامی کاندیداهای لنگرودرانوشتند یاداوری میکنم که اقای قربانعلی جهاندیده دهنه سری هم کاندیدهستند ایشان 30سال دبیرمعارف دبیرستانهای لنگرود بودند ودر حال ا حاضر پس ازبازنشستگی کاروان زیارتی دارند.بسیارانسان مومن ,ارام ,صبور,خوش برخوردوپخته ای هستند.برایشان ارزوی توفیق دارم نویسنده: مرتضي آل بويه یکشنبه 17 مهر1390 ساعت: 8:3 بازار ( سعید بیابانکی )ما را به یک کلاف به یک نان فروختندما را فروختند و چه ارزان فروختنداندوه و درد ازاین که خداناشناس ها ما را چقدر مفت به شیطان فروختندای یوسف عزیز ! تو را مصریان مرابازاریان مومن ایران فروختندیک عده خویش را پس پشت کتاب ها یک عده هم کنار خیابان فروختندبازار مرده است ولی مومنین چه خوبهم دین فروختند هم ایمان فروختندبازاریان چرب زبان دغل به مابوزینه را به قیمت انسان فروختندوارونه شد قواعد دنیا مترسکان جالیز را به مزرعه داران فروختند ! كنايه به كسانيكه ميتوانستند مسير زندگي خود را تغيير دهند و خود را در بازار نفروشند .امروزه همه ما لنگروديها از جناب آقاي محمد باقر منفرد ( از حاميان ولايت ) دعوت مي كنيم و پيمان مي بنديم و با وجود توانايهايي كه داريد و دوستان خوبي كه در كنار شما هستند همه ضعف ها را شناسايي نموده و راهگشاي مردم باشيد . وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ و حقیقت این است که خداوند با مومنان است . وب سایت    نویسنده: عموعي یکشنبه 17 مهر1390 ساعت: 15:49 سلام به اعتقاد من آقاي پورعباس چون سابقه مديريت در داخل استان را دارد و تا به امروز هم پاسخ گوي مردم بوده بيشتر در دل مردم جايگاه دارد .و ايشان از رقباي اصلي لاهوتي در انتخابات به شمار مي رود .  نویسنده: ساحل دوشنبه 18 مهر1390 ساعت: 15:13 میلادباسعادت علی ابن موسی بن رضا راتبریک عرض نموده وبرای اقای منفردارزوی توفیق رادارم ایشان فرد مومن ودلسوزی است ونیت خیرداردولی امیدوارم یک سری شرایط خاص حاکم برجامعه رامد نظرداشته باشند.مثل بیمیلی ودلسردی مردم نسبت به رای دادن.به عنوان یک برادر کوچکتر ازایشان می خواهم وعده ای ندهند که بعد نتوانند عملی کنند در ضمن ازحرفهای تکراری که در این سی سال امدند وگفتند ونکردندپرهیزنماید نویسنده: شلمانی پنجشنبه 21 مهر1390 ساعت: 4:15 شنیدم که اقای حسن ثابتی شلمانی قصد ورود به انتخابات دوره نهم راداردامیدوارم موفق باشدامیدوارم که همه شلمانیهادست به دست هم دهند تا ایشان درصورتی که انتخاب هم نشددست کم باسربلندی کناربرود نویسنده: ازاهالی لنگرود جمعه 22 مهر1390 ساعت: 2:22 شایع شده که برادرلاهوتی می گوید قصدورودبه انتخابات رانداردامیدوارم که صحت نداشته باشد زیراایشان مدیری لایق است وبرای لنگرود مفیداست.همچنین اتهاماتی به وی منتسب است مثل دست داشتن دراختلاس اخیرسه هزارملیاردی وارتباط وی بامدیرعامل داماش رشت وحراج زمین های لنگرود که امیدوارم درست نباشد ودر اخربرای ایشان ارزوی توفیق دارم نویسنده: گلسفیدی شنبه 30 مهر1390 ساعت: 0:46 باسلام درود برحاج محمود دهگان که توانست فوق لیسانس خود رابگیرد .گویا ایشان پیشبینی این راکرده بود که برای کاندیدا شدن در مجلس نهم نیاز به کارشناسی ارشدمیباشد.افرین به همت این مرد.ایشان بارسوم است که در انتخابات مجلس شرکت می کنند .برای ایشان آرزوی موفقیت داریم . نویسنده: دانشجویی از کومله شنبه 30 مهر1390 ساعت: 9:16 ضمن عرض احترام به همه ی کاندیداها به نظر من آقای پورعباس از همه لحاظ برای نمایندگی مجلس مناسبتر از بقیه هستند توی روستاها که خیلی طرفدار داره. نویسنده: ازطرف امید یکشنبه 1 آبان1390 ساعت: 9:26 سلامپیام امید عزیز رو اصلاح می کنم www.akhgari.com صحیح می باشد.باتشکر نویسنده: احمد یکشنبه 1 آبان1390 ساعت: 12:15 سلام خدمت تمام دوستان عزیز بنده با دوستان عزیز موافق هستم اینکه باید فردی رو انتخاب کنیم از بتن جامعه باشه و درد کشیده، مثل همین مردم زندگی کنه و با کار و سفره زنگی مردم آشنا باشه، باید دارای بصیرت و باشه و فقط جلوی پای خودش رو نبینه و برای حل مشکل به صورت مقطعی و مسکن عمل نکنه، اینکه ایمان هست پس لایق این کار هست، این که فلان پست مدیریتی رو داره پس باید نماینده بشه حرف درستی نیستی عاقبت این حرف میشه بعضی از آقایان که شاید برای پستهای کوچک شهری مناسب بودند اما برای تکیه زدن بر کرسی نمایندگی کمی کوچک بودند.بنده نه قصد تخریب دارم نه قصد طرفداری از کسی پای صحبت بعضی از این آقایان هم که در بالا اسم برده شد نشستم اما هیچ کدام جوابی برای بعضی از سئوالات ندارند، هیچ یک حتی در یک مورد از مسائلی که به شهر و استان مربوط است دارای دکترین مربوط به آن مسئله نیستند.اما خوشبختانه آقای حسن اخگری برای مشکلات این مردم دارای ایده و دکترین خاص می باشد که تا به حال هرکس از جمله خود من که پای صحبت وی نشسته است بدون شک به صف حامیان وی پیوسته است و بنده بدون شک وی را یک وزنه در سطح کشور و استان می بینم چرا که در حال حاضر هم می توان گفت که وی از رجال علمی و سیاسی کشور است و صاحبنظر و مشاور دستگاه های مهم اجرایی کشور.خود نیز کشاورز نمونه کشور شناخته شده و کشاورز و کشاورز زاده بوده و با درد اصلی مردم لنگرود که کشاورز هستن آشناست.امید که بتوانیم فردی اصلح و با درایت و بصیر را روانه کارزار کنیم. نویسنده: بهروز از لنگرود جمعه 6 آبان1390 ساعت: 2:7 سلام ودرود خدمت دوستی که طرفداراقای اخگری هستند.عرض من اینست که همه افراد بالا اهل این شهر یاروستاهای اطراف هستند ویادست کم والدینشان کشاورز هستند.مشکل مردم که فقط کشاورزی نیست بلکه یکی ازدهها مشکل مردم است باید شخصی راانتخاب کنیم که مسلط بر مسایل سیاسی ومسایل اقتصادی واجتمایی باشدوقبلا هم امتحان پس داده باشد.من برای اقای اخگری احترام زیادی قایل هستم وایشان را مرد باهمتی در عرصه علم ودانش میدانم ولی در عرصه سیاست قضیه فرق میکنداجازه بدهیم مردم خودشان براساس سابقه وعملکرد اقایان کاندیداها تصمیم بگیرندورای بدهند.  نویسنده: مظفری جمعه 6 آبان1390 ساعت: 10:40 بابا خودتون رو نکشید آقای ..... همه را خریده حتی خانواده رقبایش را. خودشان بی خبرند نویسنده: مظفر جمعه 6 آبان1390 ساعت: 11:10 بهرترتیب برای شور انتخاباتی حضور افراد چندهزار رای و زیر هزار رای هم لازم است.خدا هرچه به صلاح این شهراست پیش بیاره ولی توصیه به دوستانی که دنبال پست ومقام وپولن و..هستند اینه که دنبال پوچ آغوذ نباشند. حقایق با نادیده گرفتن از بین نمی روند. توماس ایچ هاکسلی نویسنده: حسن زاده جمعه 6 آبان1390 ساعت: 11:24 آخرین خبر موثق وعینی لنگرود اینکه شهردار اسبق مهندس پورقربان وجمعی از حامیانش در حمایت از مهردادلاهوتی بطور رسمی وارد فعالیتهای انتخاباتی شدند.خبرهای غیرموثقی نیز از توافق مهندس کریمی وبندرچی کاندیداهای دور قبل با لاهوتی شنیده می شود.چیزی رو که یکی از دوستان باچشم خود دید را عرض میکنم .عده ای همراه شوراهای روستاهای خود روزها را باکاندیدهای مختلف سیر میکنند وشیرینی ومیوه می خورند شب برای آسفالت درب خانه بچه شون با شخص دیگری تلفنی خوش وبش ویاعلی میگن وبه ریش آن بینواکاندید می خندند.می ترسم آخرش هم این آقا تمام خانواده وبستگان رقیبانش رو هم بخره.بیچاره آنها که فکرمیکنن اعتمادمردم را بدست آوردند.از حالا نمایندگی مجدد لاهوتی را تبریک میگویم.! این دیگه چه انتخاباتیه؟ نویسنده: موسی پور جمعه 6 آبان1390 ساعت: 11:28 اگر کسی از حال .احوال کاندیداهای دور قبل خبردارد بنویسید مثل مهندس کریمی واحد ی - مهندس خداجو - شیخان - بندرچی-  حبیبی و.... نویسنده: احمد شنبه 7 آبان1390 ساعت: 15:41 سلام بر بهروز عزیزخدا رو شکر ما با هم سوار بر یک قایق هستیم و مثل هم فکر میکنیم چرا فکر میکنی که مسئله اصلی سیاست است مسئله اصلی سفره خالی مردم است، مسئله اصلی شکم گرسنه مردم است چرا فکر میکنید که کسی که کشاورز نمونه شده است دیگر سیاس نیست، لازمه بدونید که آقای اخگری از رجال سیاسی هستند، و رجال سیاسی به کسی گفته می شود که در خصوص مسائل سیاسی و روز دارای دکترین باشد. وی در حال حاضر یکی از صاحب نظران بخش سیاسی و فرهنگی بوده در استان و کشور می باشد.در نهایت اعتقاد کامل دارم که فرد باید کارشناس بوده و حرف مردمش را بفهمد نویسنده: وجودی دوشنبه 9 آبان1390 ساعت: 13:26 وبلاگ خوبی زذید.خبرهارا بروز کنید.به نقل از درفک نیوز مجید عزیزی یکی از بستگان نزدیک آقازاده نماینده رشت بخشدار مرگزی لنگرود میشه. آخه این لنگرود یک آدم تحصیلکرده انقلابی نداره؟ نویسنده: احمد شنبه 14 آبان1390 ساعت: 8:50 سلام کسی خبری از نمایندگان نداره از راه پیمایی 13 آبان و جلسات آقایان خبری در دستان پر کفایت شما عزیزان نیست.!!؟؟؟؟ نویسنده:  مديريت وبلاگ ، حسين محمدي شلماني پنجشنبه 19 آبان1390 ساعت: 11:23 سلام و درود دارم خدمت شما نويسنده مسئول و با ايمان دردي و انگيزه اي براي نوشتن دارد و هدفي عالي و والا را در نوشته خود دنبال مي كند و هرگز از جاده حق و حقيت دور نمي شود و قلم خود را به چيزهاي بي اررشي مانند پول و جاه و مقام نمي فروشد و به غرض و كينه و حسد نمي الايد و مطامع شخصي را برمصالح و منافع عمومي و ميهني بر نمي گزيند منتظر تائید و صلاحیت نمایندگان باشید ، مقام و منزلت والای خود را ارزان از دست ندهید و بدون اطلاع ، زیر پرچم بیگانه سرو سینه نزنید. ادامه دارد. ... وب سایت      نویسنده: یاسر - دانشجو جمعه 20 آبان1390 ساعت: 16:51 باسلام خدمت تمامی دوستان عزيز وگرامیامروز جمعه مورخه 90/8/20 ساعت 16:30 است که این مطلب را می نويسم دقيقا وکاملا انتخابات را در لنگرود و لاهيجان ،سياهکل و آستانه اشرفيه رسد کردم که به ترتيب آقایان باقر منفرد فتيده و دکتر ذبيح نيکفر و رمضانی از بخت بيشتری در این شهرستانها برخوردارند که خوشبختانه حاج باقر منفرد فتیده فردی کاملا سیاسی وتشکیلاتی بوده وکاملا درد آشنا به منطقه و باتفکر باز ،که با ورود این عزیز به مجلس ، لنگرود و گبلان متحول خواهد گردید./ نویسنده: صدرا شنبه 21 آبان1390 ساعت: 11:47 سلام من دانشجویی کشاورزی هستم و دورا دور وصف آقای اخگری رو شنیدم و بسیار فرد بزرگ و فرزانه ای است و از افراد سیاسی تاثیر گذار در استان و کشور بوده و دارای نفوذ بسیار در تهران و دیگر شهر ها هستند.دوست ما در بالا یکی از نشانهای لیاقت فرد برای حضور در مجلس را این مسئله دانست اما چیزی در مورد دانش فردی که خود مدیر مخابرات بوده و در شهر دیگری خارج از استان زندگی میکرده را به عنوان فرد در آشنا معرفی میکند بهتر است تا به مردم واقعیت ها را بگوئیم و اینقدر به دنبال تحمیل کسی نباشیم.امیدوارم که مردم روشنفکر و فهیم لنگرود دیگر فریب بعضی از این آقایان را نخورند و کمی با دقت و درایت بیشتری به واکاوی آینافراد بپردازند.سپاس نویسنده: جمعی از دانشجویان شنبه 21 آبان1390 ساعت: 15:40 ما دانشجویان لنگرودی مشغول تحصیل در دانشگاههای استان گیلان به خصوص دانشگاه گیلان-دانشگاه آزاد واحد رشت-لاهیجان-آستانه-رودسر-دانشگاه شهید بهشتی تهران-دانشگاه علوم پزشکی تهران حمایت خدمون رو از آقای مهندس اخگری عضو هیات علمی دانشگاه و دانشجویی دکتری در دانشگاه گیلان اعلام کرده و با تمام توان آماده خدمت به ایشان می باشیم . نویسنده: حسن زاده لنگرودی شنبه 21 آبان1390 ساعت: 18:5 افرادی مثل منفرد - اخگری و... اگر رای بیاورند که لنگرود باید روی جدیدی از پشرفت وعدالت را ببیند ولی حقیر بعنوان یک فرهنگی که 33 سال است در همه انتخابات ها حضور فعال داشتم به جوانها عرض می کنم انتخابات روی دیگری دارد که ما نمی بینیم. این آقایان اگر رای بیاورند من سبیلم را می زنم .وا.. می زنم .میدانم که نمی توانند. باند و رانت حرف اول را می زند وهیچکس جلودارش نیست نه در اینجا درتهران ورشت و.. همین است.شوراها به همه قول می دهند ولی در آخر رای روستایشان مال آقایی است که تا دقیقه نود از بی التفاتی او ناراحت بودند. من این را هزاران بار دیدم .اگر کسی میلیاردی دارد بسم ا.. .سوادت را به رخ می کشی .الان دوره آخرزمان است. نویسنده: امید دوشنبه 23 آبان1390 ساعت: 19:32 آقای اخگری با اقتدار در مجلس،با همان اقتداری که تا به حال از وی در صحنه های سیاسی کشور و دفاع از مردم و کشاورزان دیده شده است. نویسنده: سیدپور سه شنبه 24 آبان1390 ساعت: 11:33 بابا مجلس است. دفاع چیه؟کسی میخواد لابی بلد باشه. نماینده ژاستوریزه می شه همان حیدری!دادوبیداد که کارنمیکنه. ارتباطات پنهانی و لابی همه کارهارا جلو می بره.فکرمیکنین نمایندگان قبلی زور خودشون رو برای لیلا کوه چاف چمخاله کمربندی پل چمخاله و.. نزدند ودفاع نکردند. مهردادلاهوتی از سنگ پول می کند. میانه رو هم هست و به تندروها بها نمی دهد.بازم هم نماینده می شه. بدون شک نویسنده: شایان ازلنگرود چهارشنبه 25 آبان1390 ساعت: 1:18 باسلام خدمت مدیر فرهیخته وخوب این وبلاگ :نظراین جانب این است که دیگر مثل سابق نیست که مردم جوگیر شوند واز سر لج و لج بازی به کاندیدی رای دهند.بلکه معتقدم که نماینده این دوره لنگرود خیلی جوان وباسواد وتوانا خواهد بوداقایان منفرد یااخگری یکیشان انتخاب میشوند.    نويسنده :   مديريت وبلاگ ، حسين محمدي شلماني شنبه ۲۸/۸/۹۰ ساعت ۲۱ باسلام خدمت تمام همشهريان گرامي ، هر آنچه شما ميخواهيد من به دنبال آنم ، به دنبال نان ، مسكن ، آزادي ( محروميت  :  عقده مي آورد و عقل و تدبير را مي كشد ، داشتن اشتغال مناسب نياز بديعي جوان است تا بيافريند  و بسازد و خود را ثابت كند ، و به استغناء شخصيتي بيابد . داشتن همسر نياز جوان است تا از وسوسه و هرزه گري منگي و سرگرداني بگريزد و به آرامش و روح و روان برسد . او بايد آنقدر كار كند كه شرمنده زن و بچه نباشد ... اما كو كار !    نویسنده: حسین سیمایی چافی یکشنبه 16 مرداد1390 ساعت: 21:30 سلام خدمت یاسرجان، طاعات قبول متاسفانه این فرد( جناب آقای لاهوتی و امثال این آقا.....هدف شان راه رفتن در لابی های مجلس واستفاده از امتیتزهای مختلف به نفع خود واطرافیان خود میباشد.اگر هدفشان توسعه منطقه وتوجه به توسعه منطقه بود وضع مااین نبود.نمونه پل چاف وچمخاله.در این بازدیدها فقط با کلمات بازی می شود ودر اتوپیا(otopia)صحبت میشود که آدم فکر میکنه هیچ مشکلی وجود نداردامادر اجرا پروژه ها میبینیم که 15 میلیاردریال آقای لاهوتی میشه 30 میلیارد ریال شاید هم بیشتر.وآن موقع همین افراد با افتخار در کارنامه کاری خود اعلام می کنند که فلان کار را انجام دادیم ام هیچ وقت از هزینه اجرای طرح حرفی نمی زنند.درنهایت خدمت جنابعالی عرض مینمایم که حرفها به قول دوست بزرگوارم جناب آقای علی ملائی رنگ وبوی تبلیغ ورای دارد.نه توسعه وفکر مردم.امان از این نماینده ها........................... موفق باشید        يكشنبه  29 آبان1390 ساعت: 5:49 توسط : شجاعي با سلام از اطلاع رسانی شما بسیار ممنونیم، البته خوب است کمی در مورد مشخصات، ویژگی ها، تحصیلات و تجربه کاندیداها نیز اطلاع رسانی نمایید. دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۱ توسط :   مديريت وبلاگ ، حسين محمدي شلماني سلام و درود و اداي احترام دارم خدمت تمام همشهريان عزيز        از قديم گفتند  ( كدخداي محل رو  ببين ، ده رو بچاپ ) اما اون قديمها ، چنين غلطي مي كردند اما امروزه ... نه ! اينطور نيست اعضاء شوراي محلي عضو كوچك تحصيل كرده هاي هر منطقه اند و از تحصيل كرده هاي محلي خود ترس و واهمه دارند . حق چنين غلطكاري هم  ندارند . چنانچه مطلي جهت صدق فرمايشات حضرتعالي نمايان شود . برخورد شديدي با نمايندگان محلي بايد صورت بگيرد . اعضاء محترم شوراها نسبت به تعهدات بيطرفانه خود در چنين مواقعي عدول نخواهند نمود .  آري بايد قبول كرد نماينده بايد جهت بسترسازي خود از دو سال پيش فعاليتش را  آغاز كرده باشد  . آقاياني كه بريز و بپاش دارند ما قبلا" شاهد بوديم كه ريخت و پاش بي حد و اندازه ،  بعدش مشخص شد پول حرام و باد آورده است كه به بيراهه خرج مي شود . مردم ما اگاهند و فهيم و فهميده و هشيار ...................... نگران نباشيد ٪   کاندیدای نمایندگی مجلس (( سايت بي طرف و آزاد نگر )) ( مدافع مردم )  و تاثير گذار ؟ با حمايت تحصيل كرده ها ، كشاورزان ، پيله وران ، صيادان ، بازاريان ، فرهنگيان و قشر جامعه جوان مخصوصا" ورزشكاران شخصيتي توانا و دلسوز به مجلس خواهيم فرستاد . انشاءالله  سلام بر همه لنگرودي هاي با حال و بی حالما سالهاست که آرزوی یک نماینده دلسوز را داریم و هر دوره بدتر از دوره قبلی فردی نا توان و اهل شعار گیرمان می افتد.امیدوارم این دوره فرد قدرتمندی به مجلس فرستاده شود تا ما به آرزوی خودمان برسیم. پاسخ : مدیریت وبلاگ حسین محمدی شلمانی         گل گفتي ، عدم امكانات اينترنتي در شهرستان لنگرود ، اكثر راي دهندگان ما ، بدون اطلاع و آشنائي پاي صندوق راي مي روند و اون اتفاقي كه بر سر ما ميايد به خاطر انتخاب غلط ماست كه تحقيق نمي كنيم . شما نماينده دو هزار نفريد ، همت كن و مردم را با آگاهي كامل پاي صندوق راي دعوت كن و ...   نویسنده: واخدی نیا یکشنبه 20 شهریور1390 ساعت: 16:36 موج حضور: اندراحوالات کاندیداهای دورقبل مجلس(دورهشتم) لنگرود:شنیده می شود عیسی ملایی جلساتی را درشهرستان برگزارنموده ولی چون خودقصدشرکت ندارد آنها رابه سمت گل آقا پورعباس کاندیدای جدید هدایت نموده است. محمدعلی حیدری با برگزاری چند جلسه اوضاع رامساعد نمی بیند وبه تهران بازمی گردد.ظاهرا سیدعلی حسینی ،حبیبی ،شهرام صادر قصدفعالیت ندارند. مهندس خداجو جلساتی باعناوین فرهنگی واجتماعی برگزارنموده ولی ظاهراقصدشرکت در انتخابات راندارد ومشخص نیست به نفع چه کسی خرج می کند.مهندس کریمی تمایل خود را اعلام نموده ولی جلسات وفعالیت زیادی ندارد.وکیل علیرضاواحدی نیز ظاهرا هنوز تصمیم نگرفته ومنتظر تصمیم رییس ستاد خود آقای ترابی است.طرفداران بندرچی نیز زمزمه های مهردادلاهوتی سر می دهند.محموددهگان دربلاتکلیفی بسرمی برد وبا وجود آمادگی زیاد بدلیل عدم مدرک مجاز به شرکت در انتخابات نیست.از زمانی نیز تحرکاتی دیده می شود ولی محسوس وقابل اعتنا نیست.کاندیداهای جدیدی نظیر پورعباس،جهاندید ه،منفرد،فزونی و... نیز به جمع این عزیزان اضافه شده اند.ضمناخبری ازشیخان نیست   کاندیداهای احتمالی مجلس نهم استان گیلان حوزه انتخابیه لنگرود   کمتر از سه ماه دیگر کاندیداهای مجلس به تکاپو خواهند افتاد و با پول و سفره های  رنگارنگ ، سعی در فریب مردم خواهند داشت البته همیشه بوده اند کاندیداهایی که اعتقاد قلبی خودشان که همان حرف دل مردم است را بیان میکنند ولی صدایشان و اعتقادشان در میان هیاهوی انتخاباتی گم میشود و شنیده نمیشود  برق اسکناس های برخی کاندیداها  چشم عوام الناس و حتی برخی خواص را میگیرد به نظر شما برای حل این معضل چه باید کرد؟ نفرین بر کسانیکه خرید وفروش آرا را در لنگرود و حومه رواج دادند نفرین بر چشمی که بی موقع بسته شود و نفرین بر شکمی که بی موقع گرسنه شود و نفرین بر رایی که بی تفکر نوشته شود و نفرین بر نمایندگانیکه با کم کاری خود و عدم احقاق حقوق مردم باعث شدند مردم محتاج نان  شب خودشان باشند      نویسنده: لنگرودي چهارشنبه 2 آذر1390 ساعت: 8:35 سلام شنيده ها حاكي از حضور نماينده دور هفتم لنگرود آقاي حيدري است نویسنده: لنگرودی با صفا چهارشنبه 2 آذر1390 ساعت: 9:38 میگن لاهوتی تو یه جمعی گفته که من با پولی که آوردم همه رقبا رو لحه می کنم:)عجب این آقا مثل اینکه فراموش کرده که چه کسانی بودن که بهش رای دادن مخصوصا با کارهای که کرده دیگه امیدی برای انتخاب شدن وی از جانب مردم فهیم لنگرود نیست هنوز نابودی تالاب کیاکلایه به بهانه ایجاد یک مکان توریستی از یاد مون نرفته شرکت مجری یکی از شرکتهای وابسته با آقای امیر منصور آریا بوده و وی چگونه سنگ آن آقایان را به سینه میزده و کمر همت به نابودی تالاب بسته بوده که به لطف خدا و آگاهی همین مردم جلوی این کار گرفته شد- ارتباط داشتن در مسئله میلیاردی کشور که این روزها پای خیلی از این امینهای مردم در مجلس شورای اسلامی گیر می باشد-دفاع از مردم تهران و به اتمام نرسیدن پروژه مترو تهران مثل این که در لنگرود هیچ پروژه ناتمامی نیست که نیاز به بودجه داشته باشد و وی در مجلس فریاد دفاع از مردم تهران را سر میدهد که این مسئله تعجب اصحاب رسانه را نیز در بر داشته است و آخرین موضوع مسئله حقوق مادام العمر مدیران سیاسی کشور بوده که بازهم متاسفانه وی یکی از حامیان این طرح بوده طرحی که به گفته خود نمایندگان مجلس به عنوان طرح اشرافی گری در سطح مدیران مطرح شده است را به همراه داشته.حال اینکه امام خمینی (ره) همیشه این مسئله را گوش زد میکردند که مسئولان نوکران مردم هستند و حتی خود را نیز از این موضوع جدا ندانسته و همیشه میگفتند که من خدمتگذار ملت هستم.حال این آقا چه فکر کرده است که آیا با ساختن چند راه و پل که آن هم از یاد گارهای نماینده محبوب و خوشنام لنگرود بوده چیز دیگری در کارنامه خود دارند- شهری که با یک بارندگی دیگر آب آن قابل خوردن نیست باید نماینده آن به فکر متروی تهران باشد. باتشکر      آقای محمدی اطاقور بزرگترین بخش شهرستان است که ظاهرا به چشم شما نمی آید . ما در ادوار گذشته کاندیداهایی نظیر دکتر احسان اسدی-مهندس خداجو و... را داشتیم. امسال هم اطاقور تاثیرگزارترین است که شما آن را آبادی حساب می آورید. پاسخ :  سلام و درود دارم خدمت شما آقاي محمودي عزيز ، من غذرخواهي ميكنم سلام بنده را به حاح آقا سالار عليجاني و محمد حسين شيخي ، مسيب عليپور و حاج آقا شريف نيا برسانيد . انشاءالله نظير آقاي صيقلي كه برزگترين كاري كه براي كومله كرد و تمام منطقه هاي ديگر بلاد را از منطقه هاي اصلي آنان جدا كرد تا به اساسنامه شوراها نزديك كند و  گنجايش شهر كومله كه فاقد جمعيت بود ، حركت ايذايي انجام داد . لذا وسعت آن را اضافه كرد و موفق هم شد قدر آقاي صيقلي كه رونقي به شهر كومله داده را بدانيد. لذا يكي ديگر از شخصيت اطاقوري را انشاءا...  وارد مجلس رهسپار كنيد و او نيز همانند آقاي صيقلي  مناطق ديگري را از بي همتان كه زوارشون در رفته به چنگ بزنيد و يا حتي از طريق وزارت كشور در تقسيمات كشوري اقدام كنيد تا بتوانيد مناطقي از شهر سر سبز املش و ديگر جاي جاي لنگرود را به اطاقور اضافه كنند تا جشن شادي بر پا شود و ما هم كام خود را شيرين كنيم  لذا براي شما توفيق و سربلندي آرزو مي كنم . همين كار را بنده خدا،  شهيد مهندس دهگان انجام داد جير خالجير شلمان و حتي دفتر كشاورزي شلمان را به گلسفيد انتقال داد اما اجل امانش نداد. خدا رحمتش كند .   نویسنده: موسوی چهارشنبه 2 آذر1390 ساعت: 19:50 بابا ضایع داره می کنی . یکباره بگو وبلاگ مال اخگریه . از لاهوتی هم می ترسه. خلاص. حالا مردش هستی درج کن نویسنده: امیرحسین یکشنبه 6 آذر1390 ساعت: 8:16 امسال پورعباس خیلی خوب کار کرده و خیلی از مردم دنبالش هستن نویسنده: رضا یکشنبه 6 آذر1390 ساعت: 8:17 اکثر مردم با منفرد هستن و افشاگری های که منفرد در باره لاهوتی میکنه جای برای لاهوتی نمی گذارد نویسنده: محمد امین یکشنبه 6 آذر1390 ساعت: 11:32 اونقدر بعضی از مسئولین خطا دارن که فقط کافی به یک مورد اشاره بشه بیش از 100 مصداق تو ذهنمون شکل میگیره.   نويسنده  :   مديريت وبلاگ ، حسين محمدي شلماني هركي دو تا زن در مجلس هشتم داره دستش بالا، كاش مي شد اين مردان را پيدا كرد ، خودشان هم نشد همسرانشان كه نمونه هاي خوبي هستند شهادت بدهند آيا خانواده هايشان تحكيم شده يا نه ؟      نویسنده: جواهری  شنبه 5 آذر1390 ساعت: 16:35 ای ول آقای ناشناس اطلاعات خوبی داری.بیشتر بگو. خبر من هم از یکی از بستگانم است که رفیق گرمابه گلستان لاهوتیه .میگه اینقدر کانال ودوست ورفیق برای خودش جور کرده که سردار هامون وامثالهم را دیگه نیاز نداره. بقول معروف در دوران نمایندگی دم بچه های بالا را دیده .واسه همین خیالش راحته .هرجلسه ای هم که میزاره میگه هرکه دوست داره با من باشه من بدل نمی گیرم!لله هم عمرانی به اندازه سی سال نمایندگان دیگه کارکرده. چه با رشوه-چه با اختلاس -چه با باندو لابی و... بابا بخوره ولی چهارتا کارم بکنه. قبلی ها که فقط خوردند.من که لاهوتی رای می دهم .خلاص--------------- راستی از مدیر سایت ممنونم .ظاهرا سایتیه که سانسور نداره. این شلمانيوز و بقیه همه طرفدار یکی هستند ونظرات را سانسور می کنن.  نویسنده: مهدی یکشنبه 6 آذر1390 ساعت: 8:22 میگن لاهوتی تو یه جمعی گفته که من با پولی که آوردم همه رقبا رو لحه می کنم:)عجب این آقا مثل اینکه فراموش کرده که چه کسانی بودن که بهش رای دادن مخصوصا با کارهای که کرده دیگه امیدی برای انتخاب شدن وی از جانب مردم فهیم لنگرود نیست هنوز نابودی تالاب کیاکلایه به بهانه ایجاد یک مکان توریستی از یاد مون نرفته شرکت مجری یکی از شرکتهای وابسته با آقای امیر منصور آریا بوده و وی چگونه سنگ آن آقایان را به سینه میزده و کمر همت به نابودی تالاب بسته بوده که به لطف خدا و آگاهی همین مردم جلوی این کار گرفته شد- ارتباط داشتن در مسئله میلیاردی کشور که این روزها پای خیلی از این امینهای مردم در مجلس شورای اسلامی گیر می باشد-دفاع از مردم تهران و به اتمام نرسیدن پروژه مترو تهران مثل این که در لنگرود هیچ پروژه ناتمامی نیست که نیاز به بودجه داشته باشد و وی در مجلس فریاد دفاع از مردم تهران را سر میدهد که این مسئله تعجب اصحاب رسانه را نیز در بر داشته است و آخرین موضوع مسئله حقوق مادام العمر مدیران سیاسی کشور بوده که بازهم متاسفانه وی یکی از حامیان این طرح بوده طرحی که به گفته خود نمایندگان مجلس به عنوان طرح اشرافی گری در سطح مدیران مطرح شده است را به همراه داشته.حال اینکه امام خمینی (ره) همیشه این مسئله را گوش زد میکردند که مسئولان نوکران مردم هستند و حتی خود را نیز از این موضوع جدا ندانسته و خمیشه میگفتند که من خدمتگذار ملت هستم.حال این آقا چه فکر کرده است که آیا با ساختن چند راه و پل که آن هم از یاد گارهای نماینده محبوب و خوشنام لنگرود بوده چیز دیگری در کارنامه خود دارند- شهری که با یک بارندگی دیگر آب آن قابل خوردن نیست باید نماینده آن به فکر متروی تهران باشد.باتشکرجالب بود تازه امروز توی یکی از وبلاگ ها دیدم نويسنده : مديريت وبلاگ حسين محمدي شلماني سلام و درود دارم خدمت شما احمد آقاي عزيز يكي از دغدغه داران جوانان خطه سرسبز گيلان ، لنگرود و شلماني است كه شهرستان لنگرود را با سه شهر ( لنگرود ، كومله و شلمان و 153 آبادي ) مي شناسد و جاي جاي شهرستان را روزي جهت كاري فراخوان خواهد نمود . اما او براي جوانان و آينده فرزندان آن ديار نگران است و قلم بدست ميگيرد و از هيج احدي هم ترس و واهمه اي ندارد تنها دلخوشي او ، سلامت زندگي كردن جوانان ، دور از بزهكاري است و ... براي جوانان فعاليت دارد. يكسري ناعدالتي از نماينده اسبق مرحوم شهيد دهگان شاهد بود كه براي شكستن راي وي اقدام كرد پشت تريبون رفت و حتي هزينه كرد ، تا به مجلس راه پيدا نكند كه موفق هم شد. اما متاستفانه روز به روز معيشت و بيكاري عزيزان افزونتر شده كه نگراني وي را چندبراير كرده است . لذا عنايت فرمائيد وكيلي به مجلس بفرستيد كه هرزه گو و لاف باز و مغلطه گر نباشد . با اطلاعاتي كه حاصل كردم ، غريبه نبايد داخل شهر ما از بيرون به سمتي حساس گماشته شود ليست غريبه ها را شمارش كنيد و با انگيزه بالا تحقيق كنيد تا محروميت كه خود بوجود آوردن عقده است و هر آن امكان دارد عقل را نابود كند . هشيار باشيد و از ترفندها ، دغلكاريها با وعده هاي پوشالي راي با ارزش خود را فداي ناهلان نكنيد ،  اون عكس بنده خدائي است كه به شهر و ديار خود عشق ورزد و با شعار ۵۰ ساله خود  (  حب الاوطن نصف الايمان   )   سر داده است و نگران تحصيل كرده هاي دانشگاهي است كه كاري برايشان فراهم كند شرايط را سخت ببيند هزينه مي كند و پشت تريبون مي رود . روزهاي پاياني تبليغات ، پيام او را خواهيد شنيد!   نويسنده : اكبري سلام جناب آقای محمدی از اینکه این عرصه را برای خدمت انتخاب کرده ای ارزشمند است.خدا بیامرزد پدر شما را که در عین سادگی زیست و در حرفه خود لااقل صداقت داشت و خدا روح حجت را متعالی تر از آنچه هست بنماید.شلمان یشنیه ای کهن دارد اما امروز... همه جا صحبت از انتخابات است . از خیلی از نوشته های بر می آید که حداقل خود کاندیدا در نوشتن مطلب دخیل بوده است. جای تامل دارد ایکاش کاندیدیدا های محترم تا این اندازه به شعور مورد توهین نمی کردند. غروب 12 اسفند مشخص می شود که این گفته ها تا چه اندازه واقعیت داشته است. اینکه یک فرد به نمایندگی از جمعی می نویسد خود حدیث مفصل دارد.فقط برای ورود اسامی به وبلاگ نباید آسمان ریسمان کرد.جناب آقای حاج حسین  حسن حبیب زاده و احمد زیاری- حسین داوری-عیسی شریفی - داود ابیضی- حسین فخرایی -ابراهیم فخرایی و ... بقیه هم تیمی هایت الان کجایند. سراغی از آنها بگیر.حب وطن شما را در انتخابات لنگرود چگونه اثبات می کنید. در خصوص اسامی کاندیداها بعضی تکرار شده اند دقت بفرمایید. برای شلمانی آباد به تو ایمان داریم.شلمانی هر کجا باشد عاشورا در حسینیه تحویلداری هست ان شاا... شما را در آنجا ببینیم[خط فاصله]سلام و اداي احترام دارم خدمت شما ، آقاي اكبري عزيز شلمان پیشینه ای کهن دارد و آمار و ارقام تحصيل كرده ها در سطح استان ، تهران و بيرون از مملكت كه همگان آگاهند و جاي اميدواري است .  اما متاسفانه عدم همت مردمان ديار من و عدم رونق بازار و موقعيت اجتماعي شهرم مجبورم كرد تا نابودي كشاورزي شلمان و پيله ابريشم و حتي باغ كشاورزي ( باغ فلات ) را در سر بپرورانم ، تا با بهبود گنجايش شهري از لحاظ جمعيتي ، قادر باشيم جمعيت شهر را به حد مطلوب برسانيم و  با داير كردن بخشداري بتوانيم معيشت اهالي را با همراه بودن نقدينگي بازار  بهبود بخشيم . مگر نماينده اسبق لنگرود ،  آقاي صيقلي غير از دو كارخانه چاي در زادگاه خود ( كومله ) چيز ديگري داشت ؟  حركت ايذايي كرد و از توان خود استفاده فكورانه كرد و ديگر مناطق را به حوزه آبادي كومله اضافه كرد و امكانات و شرايط مطلوبي براي خود و آيندگان آن بلاد به ارمغان آورد . اما دريغ از يك حركت آينده نگر در شلمان .  تنها سعادت و زندگي سالم جوانان ،  خواسته قلبي بنده مي باشد و بس                                                سپاس و تشكر دارم از حضور سبز شما %    چهارشنبه 9 آذر1390 ساعت: 13:20 توسط:اكبري سلام حناب آقای محمدی از حسن نظر جنابعالی ممنون هستم.با عنایت به گرم شدن بازار انتخابات ما شما را به عنوان معتمد قبول داریم لذا ورود نمایید و نظرات را در وب لاگ خود محوریت ببخشید.اینکه شما به عنوان یک فرد بیطرف در این عرصه قدم گذاشته اید برما ثابت شده است و ما پیرو نظر شما هسیتم که اول سلامت و صداقت و شایستگی بعدا حس ناسیونالیستی .آنچه که در وب لاگ شما و دیگران دیدم این بود که بیشتر افراد دنبال طرح خود بودند و بقول ضرب المثل رشتی : من مره قورباننگاهی گذرا نشان می دهد که هر کدام از کاندیدا ها از دغدغه های خود نوشته اند از گرفتن مدرک توسط کاندیدای خاص و حمایت دانشگاهیان از کاندیدای که حتی وجه محلی خود را حفظ نکرده است.مصداق ناسیونالیست نبودن شما همین بس که تاکنون از آقای مهندس ثابتی چیزی ننوشته اید حتی یک سطر. اگرچه جا داشت شما از ایشان حمایت نمایید چون اگر آقای ثابتی در بین خیر الموجودین از سطح سواد و دانش بیشتری برخوردار نباشد کمتر هم نیست و حتی سوابق ایشان می توانست توجیه کننده حمایت شما از ایشان باشد با وجود این زمینه ها شما اینگونه نکردید و این همان دیده بیطرفانه شما در انتخابات است که می تواند ما را به شما امیدوار نماید.به عنوان یک طرفدار حسین محمدی پیشنهاد می کنم که از کاندیداها بخواهید تا با نام خویش در این فضایی که شما فراهم کرده اید مطلب بنویسند و پاسخگوی سوالات احتمالی باشند به منزله مناظره مکتوب تا تمرینی بشود برای مناظره حضوری.در همایش عاشورایی شلمان منتظر دیدن حسین محمدی می مانیمتجلی حضور را در زاری زار ( مكن از صبح طلوع ) با نوای گرم حسین تحویلدای به تماشا می نشینیم.   پاسخ  :  مديريت وبلاگ حسين محمدي شلماني سلام و درود احترام دارم به شما اكبري عزيز ، تعهدي كه جهت مصالح كيان مملكت دارم ابتداء گرمي بازار و مردم را به صحنه كشاندن  و بعدش احتياط واجب ...  نویسنده: رضا یکشنبه 6 آذر1390 ساعت: 8:17 اکثر مردم با منفرد هستن و افشاگری های که منفرد در باره لاهوتی میکنه جای برای لاهوتی نمی گذارد   نویسنده: محمد امین یکشنبه 6 آذر1390 ساعت: 11:32 اونقدر بعضی از مسئولین خطا دارن که فقط کافی به یک مورد اشاره بشه بیش از 100 مصداق تو ذهنمون شکل میگیره.   چهارشنبه 9 آذر1390 ساعت: 13:20 توسط:حسینی با تشکر از وبلاگ خوب شما!انتخابات می آید و می رود و کسی که وعده داده و عمل نکرده پیش مردم رسوا می شود. آقایان لاهوتی، حیدری، صیقلی و اخوان و دیگر نمایندگان که روزگاری رای مردم را به دست آوردند چرا دوباره نتوانستند وارد مجلس شوند؟ آنها نه به رقیب های انتخاباتی که به عملکرد خودشان باختند. الان هم اگر بخواهیم در انتخابات شرکت کنیم، باید ناسیونالیستی فکر کنیم. وگرنه لنگرود از هیچکدام از شهرهای اطرافش کمتر نیست. لياقت لنگرود خیلی بیشتر از اینهاست. اقای محمدی شما که اهل درد هستید این را می فهمید. ما سالهاست نتوانسته ایم در کنار شهرهایی مثل لاهیجان قد علم کنیم. در هر دوره هم می گویم این نامزد خوب است آن یکی بهتر است. اما چرا کمتر توانسته ایم نماینده خوب انتخاب کنیم. به نظر من تقصیر همه ماست اگر لنگرود امروزه این وضعیت را دارد. کم مانده این شهر تبدیل بشود به یک روستا. با احترام به همه پاسخ مدیریت وبلاگ حسین محمدی شلمانی سلام و درود احترام دارم خدمت شما حسيني عزيز حق با شما ...   پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۰ توسط : محمود فرهنگي از كومله با سلام به همه گیلمردای با معرفت ان الله لا یغیرما بقوم حتی یغیر ما بانفسهمخداوند سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نداد مگر اینکه اهل اون قوم خودشون خواستند.سرنوشت وکالت یک شهرستان دست خود مردم مردمه به شرطی که رای و عقیده شونو به چندرغاز پول دزدی نفروشن.کمی تحقیق کنید همشهریان عزیز از دوره های مختلف مجلس، اینکه بهترین دوره به عقیده مستقل صاحبنظران موضوع مردم و مجلس کدوم دوره بوده. من بهتون میگم (البته حتما خودتون تحقیق کنین) بهترین دوره نمایندگی مجلس از جهت ساده زیستی، مردم داری، کار وتلاش، سلامت نفس، تقوا، خدمت و ... دوره هفتم مجلس بوده و یکی از این نمایندگان خدوم و زحمتکش ، حاج محمد علی حیدری نماینده سابق این شهرستان بود که در دوره هفتم خدمات موثری برای این شهرستان رقم زدند و اکنون جزو کاندیداهای مطرح با اقبال بسیار بالا می باشد. منتها ایشان اصلا به دنبال غوغاسالاری نیستند و حق انتخاب را به مردم می دهند و دخل وتصرف مال(خرید اراء) در مرام ایشان نمی گنجند و وعده های انتخابات را به پس از انتخاب در مجلس موکول می کنند.   پاسخ  :  مديريت وبلاگ حسين محمدي شلماني سلام  و درود دارم خدمت شما فرهنگي فريخته شهر ما ، محمود خان عزيز ،   بنام یکتا خالق سبحان و رحیم و جمیلسلام بر تمامی کسانی که پیروان راستین فلسفه محرم و سید شهدا هستند ومتوکل به خدا وند سبحان ، آنانی که با ایمان به ولایت در پی ایجاد و به ثمر رساندن دستورات ایشان برای حل مشکلات مسلمین میباشند. سلام بر تمام کسانی که با کسب علم و دانش و تکیه بر ارکان اصلی تشیع که هما نا تعقل و عمل بر اعمالیست که میباید برای جامعه علوی کسب افتخار نماید و اسلام راستین و ناب را با ایمان و خلوص وبه کمک خدا  توفیقات حاصله در جمیع تلاشها اعم از معنوی و مادی را بتوانند بعنوان افتخار ایمان به خداوند و نبی اکرم (ص) وخاندان مطهرش را در تمامی جهان سفیران با وقار تشیع باشند .خدمت به عمران و آبادی امریست واجب بشرط آنکه برای کسب رضایت خدا باشد وخدای ناکرده نه برای نیت دیگری کسب مسند و کرسی و.............وسلام برکسانی که به فرمایش امیر مومنان علی (ع) که فرمودند اگر قدرت و مسند ماندگار بود هیچگاه بتو نمی رسید . اگر کاندیدی اینچنین متفکری هستند حقیر با تمام توانم و بدون کوچکترین چشمداشت و توقعی در خدمت هستم. کمتر خام میشوم چرا که بسیار کسانی دیده ام که با شعار های زیبا وارد عرصه شدند ولی بدنبال کسب تمایلات شخصی و مادی بودند وچه سمتها که در مجلس و خارج آن کسب نکردند این بنده ناچیز ازشان سریعا جدا شدم چون بچشم دیدم که کسبشان  تحصیل آتش جهنم است و غضب ارواح پاک شهدا وامام راحل .حقیر اهل حزب و دسته و ...نیستم بلکه فقط اهل ایمان و کار و علمم  و این را که فرمان مقام معظم رهبری میباشد و دستور امام راحلمان (ره) بروش خو د و بدور از تظاهر و تملق و ریا همواره دنبال میکنم . میخواهم نماينده اي اصلح با تفکرات و سوابق علمی و اجرائی و نیت شخصیش را بشناسم . و براي يك شهرستان نماينده اي شايسته و اصلح از طرف بازاري و فرهنگي ، كشاورز ، پليه ور ، چايكار ، صياد ،  قشر جوان جامعه ، مخصوصا" نوجوان و جوانان ورزشكار به مجلس بفرستيم تا نسبت به نياز تماميه جامعه لنگرود توانا ،  توانمند باشد و نسبت به تعهد و وفاداري خود كوتاهي نكند .        شنبه 12 آذر1390 ساعت: 13:39 توسط:رضا از شلمان لطفا پیام من را در حمایت از حاج محمد علی حیدری منتشر کنید. فضای سالم اطلاع رسانی را فراهم کنید. از شما به عنوان مدیر وبلاگ تشکر می کنم. سلام و درود دارم خدمت شما آقا رضا عزیز پاسخ : مدیریت وبلاگ حسین محمدی شلمانیدر خدمت تمام کاندیدای احتمالی مرحله نهم مجلس هستم ، می توانند زندگینامه و ( رزومه کاری ) خود را برای بنده ارسال کنند . بعد از بررسی بدون کم و کاستی منعکس خواهد شد. اما حمایت بنده از نماینده بستگی به یک خرد جمعی است که بنده احدی از اعضای آن نشست جمعی خواهم بود. %   سلام جناب آقای محمدی                          توسط رضا از شلمان سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد         وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کردآقای محمدی دنبال کاندیدای اصلح با تفکرات و سوابق علمی و اجرائی و براي يك شهرستان نماينده اي شايسته و اصلح به حمايت بازاري و فرهنگي ، كشاورز ، پليه ور ، صياد ،  چايكار ، قشر جوان جامعه و مخصوصا" نوجوان و جوان هستید، چرا سری به شهر شلمان نمی چرخانید و از انسان وارسته ای به نام محمد علی حیدری با داشتن تمام ویژگیهای فوق الذکر و بلکه برتر و بیشتر یادی نمی کنید. مگر نه اینکه ایشان بنای حداقل 5 دانشگاه را در شهرستان در طول دوره نمایندگی اش در دوره هفتم مجلس نهاد که قبل از اتمام دوره هفتم تمامی دانشکاهها(غیرانتفاعی، پیام نور، آزاد، علمی کاربردی و سراسری ) جذب دانشجو داشتند. فقط ایشان به دنبال در بوق و کرنا کردن نبودند که الان کسی سخنی از این همه خدمت ایشان نمی کند. حتما به لوح فشرده کلیپ های دفاع ایشان در مجلس از شهرستان و کشاورزان و ... مراجعه کنید سپس به بیت معروف حضرت حافظ می رسید که :سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد         وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کردموفق و پیروز باشیدیا علی   یکشنبه 13 آذر1390 ساعت: 13:36 توسط:بصیرلنگرودی جلسه هم اندیشی جبهه حامیان ولایت با حضور فعالین سیاسی شهرستان لنگرود در دفتر رییس دانشگاه آزاد دکتر قنبری برگزارشد.در این جلسه دبیرکل جبهه حامیان مازندران دکتر گرجی در رابطه با تشکل ها واحزاب و.. کشور وچالشهای پیش روی انتخابات صحبت کردند. لاهوتی عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی نیز در جلسه برضرورت اسلامی بودن جمهوری تاکید کردند پاسخ : مديريت وبلاگ حسين محمدي شلماني     دوشنبه 14 آذر1390 ساعت: 12:34 توسط:موذی لطفا این نشستهارا به صفحه اصلی منتقل نمایید . نظرات مدیر سایت را نیز کمی مختصر نموده واخبار انتخابات ونظرات کاربران خود را در صدر قرار دهید .زیرا شما تنها سایت بدون سانسور هستید پاسخ : مديريت وبلاگ حسين محمدي شلماني سلام و درود احترام دارم خدمت شما كه از نام مستعار استفاده كردي و نابجا ، بهتر نبود اسم اصلي حضرتعالي نوشته مي شد كه بينده ما بتواند به شفافيت سايت پي ببرد و تصميم عاقلانه بگيرد   چهارشنبه 9 آذر1390 ساعت: 13:20 توسط:حسینی با تشکر از وبلاگ خوب شما!انتخابات می آید و می رود و کسی که وعده داده و عمل نکرده پیش مردم رسوا می شود. آقایان لاهوتی، حیدری، صیقلی و اخوان و دیگر نمایندگان که روزگاری رای مردم را به دست آوردند چرا دوباره نتوانستند وارد مجلس شوند؟ آنها نه به رقیب های انتخاباتی که به عملکرد خودشان باختند. الان هم اگر بخواهیم در انتخابات شرکت کنیم، باید ناسیونالیستی فکر کنیم. وگرنه لنگرود از هیچکدام از شهرهای اطرافش کمتر نیست. لياقت لنگرود خیلی بیشتر از اینهاست. اقای محمدی شما که اهل درد هستید این را می فهمید. ما سالهاست نتوانسته ایم در کنار شهرهایی مثل لاهیجان قد علم کنیم. در هر دوره هم می گویم این نامزد خوب است آن یکی بهتر است. اما چرا کمتر توانسته ایم نماینده خوب انتخاب کنیم. به نظر من تقصیر همه ماست اگر لنگرود امروزه این وضعیت را دارد. کم مانده این شهر تبدیل بشود به یک روستا. با احترام به همه پاسخ : مدیریت وبلاگ حسین محمدی شلمانی آنانيكه به بيطرفانه وارد عرصه شدند ( حاميان بيدار +  آنانيكه حب وطن دارند ) و عقلاني عمل مي كنند با بنده تماس بگيرند سلام و درود احترام دارم خدمت شما حسيني عزيز حق با شما   ( شب دراز است و قلندر بيدار ) نویسنده: مهدی یکشنبه 6 آذر1390 ساعت: 8:22 لنگرود هیچ پروژه ناتمامی نیست که نیاز به بودجه داشته باشد و .... در مجلس فریاد دفاع از مردم تهران را سر میدهد که این مسئله تعجب اصحاب رسانه را نیز در بر داشته است و آخرین موضوع مسئله حقوق مادام العمر مدیران سیاسی کشور بوده که بازهم متاسفانه شخصی ؟ یکی از حامیان این طرح بوده طرحی که به گفته خود نمایندگان مجلس به عنوان طرح اشرافی گری در سطح مدیران مطرح شده است را به همراه داشته.حال اینکه امام خمینی (ره) همیشه این مسئله را گوش زد میکردند که مسئولان نوکران مردم هستند و حتی خود را نیز از این موضوع جدا ندانسته و همیشه میگفتند که من خدمتگذار ملت هستم.حال این آقایان چه فکر کرده است که آیا با ساختن چند راه و پل که آن هم از یاد گارهای نماینده محبوب و خوشنام لنگرود بوده چیز دیگری در کارنامه خود دارند- شهری که با یک بارندگی دیگر آب آن قابل خوردن نیست باید نماینده آن به فکر متروی تهران باشد.باتشکر پاسخ : مدیریت وبلاگ حسین محمدی شلمانی آنانيكه به بيطرفانه وارد عرصه شدند ( حاميان بيدار + آنانيكه حب وطن دارند ) و عقلاني عمل مي كنند با بنده تماس بگيرند .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

شب نشینی ها با چای داغ بدجوری پا گرفته است

 

ياد آوري مجدد به مخاطبان سايت شلمانيوز  ( همراهان بيدار )  ، بيش از 10 سال راه اندازي شده و تمام شهرستانيهاي مقيم مركز با وي در ارتباط هستند  بنا به شناخت شلمانيهاي مقيم مركز در تهران و ارتباط تنگاتنگ با مديريت سايت  .  اين سايت بيطرفانه براي تمام كانديداي احتمالي مجلس دهم راهي را همچون مجلس نهم در پيش گرفته و براي شكوفايي افكار مردمي از ايده ها ،‌نظرات موافق ، مخالف و انتقادات و كاستي هاي جامعه فعلي خود را در بستري قرار داده تا بازگو كردن هر نوع ايراد و انتقاد را به ديد عموم قرار دهد. باور دارند كه اين سايت بي طرف جهت افكار عموم تا آخرين لحظه تبليغات در صحت و سلامت ،  بدون سانسور در اختيار مردم شريف لنگرود خواهد بود.  و انتظار دارد ديگر فعالان جهت همسو شدن شناخت بيشتر نمايندگان ،‌هر آنچه كه بتواند به اين محفل دوستانه ما رونق دوباره بخشد كوتاهي نخواهد نمود .   

این روزها نخبگان در گوشه و کنار شهر از هم می پرسند از انتخابات چه خبر؟ سر شاخه های نامزدها، تلاش دارند پازل تشکیلاتی خود را برای این رقابت تکمیل نمایند،شب نشینی ها با چای داغ بدجوری پا گرفته است . محمدي پایتخت نشین از شهرستانيهاي مقیم مرکز و علاقمند به توسعه منطقه و از حلقه کانون دوستی رايزني ها را شروع كرده است ، ایشان مدتها در وبلاگ شخصی خود دیدگاهها و اندیشه ها را مطرح و روشنگري مي كند . نکته مهم این است که کدام نامزد می تواند از طیف اصلاح طلبان منطقه خود را معرفی و وارد عرصه انتخاباتی كند . این نکته نیز حایز اهمیت است خیلی ها به خاطر نداشتن مدرک تحصیلی عطای نمایندگی را به لقایش بخشیدند. به هر تقدیر مردم با شعور منطقه روی دو نکته بسیار حساس می باشند اولا شعارهایی که نامزدها سر می دهند فصلی و گذراست یا متناسب با ساختار و قابلیت های منطقه .   

سلام و درود احترام دارم خدمت آقاي حسيني عزيز لنگرودي كه دوست داري موضوع و افكار بنده را بشكافي ؟!  بايد عرض كنم آخه درد ما يكي و دوتا نيست ، درد ما فقر اجتماعي عدم رشد فكري جمعي ماست ،‌ ۶۵٪ نابالغ و كارشان شده سنت پرستي ، بنده اعلام كردم خودم برادر شهيدم و باور راسخ دارم كه مجلس جاي بذله گو ، مغلطه گر و بي سواد نيست ، شما منطق و شعور شهرستاني ما را هيجي كنيد  ،  كارمندي كه با حقوق دو ميليون توماني وارد مجلس مي شود با يك پايه حقوقي پنج   ميليون توماني كارش را آغاز مي كند و در تصميمات حزبي ( بعنوان خود فروش و بازيچه اين و آن ) پشت پرده امتيازهاي آنچناني مي گيرد . ديگه اون هيچ خدائي را بنده نيست ، چه بايد كرد. بيسواد كه قادر به توانايي قانون گذاري نيست ، بيسواد كه قادر به برطرف كردن معضلات اجتماعي و فرهنگي و سياسي نيست ، بيسواد كه قادر به جمع و جور كردن فقر مادي و فحشاء و اعتياد و هرزگري نيست . ديروز داد و فرياد كرديم كه معضل بزرگ جوانان اشتغال بكار است ، آهاي ملت و آهاي آقايان قانون گذار ، ( به عينه مي بينند كه 15 هزار كارگر دردمند و نيازمند ،  بالاجبار تحت دوران بيكاري سخت دهه 60 ،  از جانب بخشنامه اداري سازمان گسترش و صنايع سنگين ايران به تمامي شركتهاي توليدي صنعتي ، متحمل بيمه اجباري صندوق آينده ساز شدند و حقوق مستمري بازنشستگي آنان 80 % از مستمري بيگران تامين اجتماعي كمتر مي باشد .  دارند زجه مي زنند ، اما متاسفانه عدم توانايي و سواد و علم و دانش وكلاي بازيگر اين دوران مخف ما از چشم عامه مردم پوشيده نيست !  

داشتن زن و شغل مناسب ، جوان را از وسوسه و منگي و هرزه گري و سرگرداني نجات خواهد داد اما كو گوش شنوا ، كاركنان و كارگران را تشخيص دادند كه اگر بتوان ، ۲۵ ساله ها را بازنشسته كرد ، ايجاد مشاغلي براي جوانان فراهم كرده اند ، اين يك دغلكاري و خيانت است در مجموع عضو صندوق آينده ساز 50 % آن بيش از  25 سال حق بيمه پرداخت كرده اند كه بنده حقير با 31 سال پرداختن حق بيمه با 56 سال سن اندرخم يك كوچه ام ....،  

دولت از رعايت حريم خط ساحلي خطه گيلان و مازندران عاجز ماند از ادامه بازنشستگي ۲۵ ساله ها عاجز ماند ، از به محاكمه كشيدن اختلاس گران عاجز ماند از معرفي اين و آن به دادگاه عاجز ماند .  بسیار کسانی دیده ام که با شعار های زیبا وارد عرصه شدند ولی بدنبال کسب تمایلات شخصی و مادی بودند وچه سمتها که در مجلس و خارج آن کسب نکردند این بنده ناچیز ازشان سریعا جدا شدم چون بچشم دیدم که کسبشان  تحصیل آتش جهنم است و غضب ارواح پاک شهدا وامام راحل .حقیر اهل حزب و دسته و ...نیستم بلکه فقط اهل ایمان و کار و علمم  و این را که فرمان مقام معظم رهبری میباشد و دستور امام راحلمان (ره) بروش خود و بدور از تظاهر و تملق و ریا همواره دنبال میکنم .

      بيائيد بدون چشم داشت به علم و سواد  كانديداي محترم توجه كنيد  ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

آغاز بازي مجدد ؟! ...

مدير سايت شلمانرود رازي در دل دارد  :  ( تهران ، لنگرود ، شلمان )

مدير سايت شلمانرود با شما سخن مي گويد : (  تهران ، لنگرود ، كومله ، چهار راه ، اطاقور ، ليل )

  
 
 
 کاندیدای نمایندگی مجلس (( سايت بي طرف و آزاد نگر )) ( مدافع مردم ) و تاثير گذار ؟
 
 

  سعي كنيد عادلانه قضاوت كنيد و به همه كانديداها احترام بگذاريد .

سه شهر لنگرود و ۱۵۳ آبادي شهرستان ،  اهدافي كه سالهاست نویسنده مردمی دنبال مي كند و به خواسته تک تک عشاقان نیازمند و زحمت کش ديار خود ( کشاورز ، پيله ور ،  صیاد ، بازاری ، کارگر ) توجه وافر داشته و تمام زندگیش را جهت خدمت به مردم ثابت کرده است .  دغدغه او مشکلات قشر فهیم تحصیل کرده های دانشگاهی و بیکار است و عدم رونق فعالیتهای ورزشی در شهرستان لنگرود ديگر نياز مبرم وي ...

نويسنده دردي براي گفتن دارد ! 

نويسنده مسئول و با ايمان دردي و انگيزه اي براي نوشتن دارد و هدفي عالي و والا را در نوشته خود دنبال مي كند و هرگز از جاده حق و حقيقت دور نمي شود و قلم خود را به چيزهاي بي اررشي مانند پول و جاه و مقام نمي فروشد و به غرض و كينه و حسد نمي الايد و مطامع شخصي را برمصالح و منافع عمومي و ميهني بر نمي گزيند با توجه به زخم ريشه دوانده يك جسم بي مقدار ، نه مي توان سكوت اختيار كرد و نه حمايت بي مورد را در كتمان همگان مخفي نمود. ريشه را بايد يافت ، درد را يايد شناخت و سكوت را بايد شكست .

منتظر تائید و صلاحیت نمایندگان باشید ، مقام و منزلت والای خود را ارزان از دست ندهید و بدون اطلاع ،  زیر پرچم بیگانه سرو سینه نزنید كه باعث ننگ و بدنامي است .  ادامه دارد. ...

 شلماني  : هر رأی می‌تواند در تعیین سرنوشت انتخابات و در ادامه، در تعیین سرنوشت یک طرح و لایحه مؤثر باشد؛ زیرا این یک یک آرای ماست که به نفع کاندیداها خوانده می شود و در نهایت یکی از آنان که بیشترین آرا به نام او نوشته شد، به عنوان منتخب مردم منطقه به مجلس راه می یابد و این تک تک آرای نمایندگانی که همه ما انتخاب کرده ایم است که در رد یا تصویب یک طرح یا لایحه شمارش می شود و در نهایت با تصویب یا رد آن طرح، زندگی ما بدان پیوند می خورد؛ بنابراین، با به یاد داشتن این ضرب المثل ها که «قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود» و «از ماست که برماست»، اهمیت رأی خود را بدانیم.

 در رأی دادن، رضای خداوند را در نظر داشته باشیم  

شلماني  : همان گونه که از نمایندگان می خواهیم خدا و قیامت را به یاد داشته باشند و برای رضای خداوند کار کنند، خود نیز رضایت خداوند را در انتخاب کاندیدای مورد نظر در «دل» داشته باشیم و ملاک رأی دادن خود را تعلقات طایفه ای یا شهری در نظر نگیریم در انتخاب وكلاي خود رضاي حق را بر رضاي خود مقدم داريم.

 ملی بیندیشیم! 


شلماني   : به دلیل منطقه ای بودن انتخاب نمایندگان مجلس، متأسفانه برخی به این اشتباه افتاده اند که باید نماینده ای انتخاب کنند که سهم بیشتری از بودجه کشور را به منطقه آنان سرازیر کند و بدبختانه برخی از کاندیداها نیز بر این باور غلط بساط جمع آوری آرای خود را پهن می کنند ؛ در حالی که اولاً فقط نماینده آنها در تصویب بودجه دخبل نیست، بلکه کارشناسان هیأت دولت و همه نمایندگان مجلس در تعیین چگونگی توزیع بودجه مؤثرند؛ ثانیاً اگر درآمد کشور افزایش نیابد، سهم بیشتر منطقه آنان از کجا می آید؟ و ثالثاً آیا شایسته است که سهم زنان و مردان و دختران و پسران شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ، به امید اندکی رفاه زحمت کشیده اند را برای ساختن و آباد کردن منطقه خود بخواهیم؟! آیا می توان در بخشی از کشور تورم داشت و در بخش دیگری در رفاه زیست؟
پس در انتخاب نماینده به «ایران» بیندیشیم! ایرانی بهتر برای همه ایرانیان! و بر این اساس، نماینده شایسته خود در مجلس شورای اسلامی را انتخاب کنیم.

 مغلوب و مقهور تبلیغات نشویم! 

شلماني  : در انتخابات، کاندیداهای متعدد با شهرت و توانایی‌های تبلیغاتی مختلف به رقابت با یکدیگر می‌پردازند و سعی می کنند تا با جلب توجه مردم، آرای آنان را به نام خود کنند. طرح های گرافیکی رنگارنگ، شعارهای گوناگون و جذاب، توزیع بروشورهای حاوی زندگی و سوابق علمی ـ شغلی کاندیداها و وعده های انتخاباتی، پخش هدایای تبلیغاتی و اخیراً تبلیغات تصویری در رسانه های مداربسته بخش خصوصی و سایت ها از مهمترین روش های تبلیغات کاندیداهاست. روشن است که هر کاندیدا با تبلیغات خود، قصد دارد تا به ما بقبولاند که «او» فرد شایسته برای ورود به مجلس است؛ اما در لا به لای این حجم عظیم تبلیغات، این ماییم که باید مقهور نشویم و کسی را که شایسته نمایندگی ما در مجلس شورای اسلامی است، انتخاب کنیم.
در پایان با ذکر برخی شیوه ها و ادعاهای رایج کاندیداها در تبلیغات، پیشاپیش تأمل در آنها، شناخت واقعیت و انتخاب کاندیدای اصلح را مورد تأکید قرار می دهیم. 


ادعای از طبقه متوسط :

 


* ذکر نسب خانوادگی:  

شلماني  :  برادر، فرزند، نواده یا عروس یا داماد شهید یا یک شخصیت مشهور دینی، علمی، فرهنگی یا سیاسی بودن از جمله تبلیغاتی است که برخی از کاندیداها در تبلیغات خود از آن استفاده می کنند. این نسبت هر چند می تواند نشانه مقبولیت اجتماعی فرد باشد، نباید ما را از ملاکهای فردی وی غافل کند؛ زیرا از فضل پدر، پسر چه حاصل! ملاک ما برای انتخاب وی برای نمایندگی مجلس، باید حسن شهرت خود او و توانایی ها و شایستگی های فردی وی باشد. 


سوابق شغلی متعدد

شلماني  :  برخی از کاندیداها با ذکر سوابق شغلی بسیار برای خود، آن را نشانه تخصص و توانایی خود معرفی می کنند که این مسأله نیز جای تأمل دارد؛ اگر این سوابق شغلی، «دراز مدت»، «در حوزه تخصصی فرد»، «به سوی مسئولیت های مهم تر و بالاتر» و «با موفقیت چشمگیر» باشد، نشانه توانایی و کفایت وی است؛ اما اگر شغل های پی در پی وی، «در حوزه های گوناگون و بدون ارتباط با تخصص وی»، «کوتاه مدت»، «با فراز و نشیب» و «بدون دستاورد خاص» باشد، مزیت محسوب نمی شود.

مستقل یا حزبی بودن:  

شلماني  : همه کاندیداها در سه دسته «مستقل»، «مورد حمایت گروه ها» و «عضو حزب » جای می گیرند و هر یک به نوعی سعی می کنند این موضوع را به عنوان یک مزیت تبلیغ نمایند؛ در حالی که هیچ یک از این سه موضوع به خودی خود مزیت نیست و باید به شاخص های دیگر نگریست:
«عضو حزب بودن» بنا بر آیه شریفه «يدالله مع الجماعة» عاملی مثبت است، به شرط آن که هدف حزب از رسیدن به قدرت، تأمین منافع ملت باشد و این کاندیدا نیز در انسجام، برنامه ریزی و اداره آن حزب تأثیرگذار و از نظر تعهدات ملی وفادار باشد.
«مورد حمایت گروه ها بودن» در صورتی مزیت است که این حمایت به خاطر طرح ها و برنامه های ارائه شده از سوی کاندیدا، حمایت وی از اهداف قانونی گروه یا عضویت وی در آن باشد.
«مستقل بودن» نیز به سابقه و رویکرد کاندیدا بستگی دارد؛ اگر کاندیدایی پس از سال ها فعالیت در گروه ها و احزاب و به رغم تمایل به عضویت در حزب و جناح یا جلب حمایت گروه ها، موفقیتی در آن حاصل نکرد، و از روی ناچاری به صورت مستقل واردِ انتخابات شد؛ مستقل بودن نشانه مقبولیت کمتر وی نسبت به رقبای درون گروهی یا درون حزبی است؛ اما اگر کاندیدایی سرشناس، مشهور و موفق به دلیل پافشاری بر دیدگاه هایی که بدان اعتقاد دارد، حضور در لیست انتخاباتی احزاب یا حمایت مالی افراد و گروه ها را نپذیرفت، مستقل بودن نشانه استواری و پایبندی او به تعهدات اخلاقی، ارزشی و ملی است. ضمن این که باید اذعان کرد اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهای جوان، به رغم برخورداری از ملاک های یک نماینده شایسته، در گروه ها، جناح ها و احزاب پذیرفته نمی شوند و با داشته های فردی خود به مردم روی می آورند. 

 * شعار: 

شلماني  :  شعار به دلیل برقراری رابطه سریع ذهنی بین کاندیدا و رأی دهندگان به جزء ضروری تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده است؛ اما مـتأسفانه در هیاهوی تبلیغات، اساس آن که طرح و برنامه است، فراموش شده و تنها شعارهای کلی و ابتر مطرح می شود. شعار صحیح آن است که برای رسیدن به آن طرح هایی تدوین شده و عملی و مفید بودن آن طرح ها ارزیابی شده و برای رسیدن به آن برنامه ریزی شده باشد. 

وعده های انتخاباتی:  

شلماني  : نکته دیگری است که در تبلیغات ناصحیح به کار برده می شود. قول های فراوان برخی کاندیداها، بويژه در حوزه های انتخاباتی کوچک نشانه ای است از این شیوه نادرست تبلیغاتی که اگر از حد بگذرد، در حقیقت نشان دهنده فریب مردم است؛ زیرا در ابتدای امر این سؤال مطرح می شود که آیا کاندیدایی که به هر روستاو آبادی و محله قول انجام یک کار می دهد، این قول های فراوان را چند روزِ دیگر به یاد خواهد داشت؛ چه رسد به این که بعد از نماینده شدن بتواند به آن عمل کند!؟
 «در شناخت نامزدها، نبايد تبليغات رنگين و متنوع و يا وعده هاي بزرگ و غيرعملي عمران و آباداني را ملاك قرار داد؛ چرا كه اين گونه كارها وظيفه دولت است و وظيفه نماينده مجلس شناخت و تصويب قوانين مورد نياز و مشخص كردن مسير حركت قواي مجريه و قضاييه است.» (1)

احراز چند شغل: یکی دیگر از شیوه های تبلیغاتی مرسوم کاندیداها، ذکر چند مقام و مسئولیت به عنوان «شغل های فعلی» است. با توجه به اهمیت مسئولیت نمایندگی مجلس ـ که به تنهایی وقت بسیاری می طلبد ـ چند شغل دیگر داشتن نه تنها مزیت نیست، بلکه در صورت تداوم این شغل ها در دوره نمایندگی، فرد را از انجام وظیفه نمایندگی بازمی دارد؛ زیرا به گفته خواجه نظام الملک توسی در سیاستنامه: «کسی که به دو کار مشغول باشد، پیوسته یک کار ناکرده آید یا هر دو کار».  
شلماني  : ساده زیست بودن یا مستقل از احزاب و گروه های ذی نفوذ: اگر کاندیدایی با تبلیغات «بسیار پرهزینه»، خود را این گونه معرفی کند، مصداق این ضرب المثل است: «قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را»؟! اما اگر این ادعا حقیقت داشته باشد، مصداق ملاک های هشتم و نهم کاندیدای شایسته است، اما به تنهایی مزیتی برای اثبات شایستگی نیست و باید ملاک های دیگر را نیز در او یافت.  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

مشاور املاك خانه سبز اطاقور ...

مشاور املاك خانه سبز اطاقور به 

 مديريت آقايان ابيضي و آقاجانزاده

 

اگر به دنبال خرید ملک در اطاقور با شرايط پرداختی مناسب و در قصد سرمایه گذاری
هستید با ما تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

رافائل و میکل آنژ

 

 

يكي از صبح هاي بهار 1356 بود . موج ها ي دريا بوق بلند و غريبي را به گوش اهالي شهر بوشهر مي رساند. مردمان بندر بوشهر وقتي از پنجره ي خانه هاي بافت قديم به بيرون نگاه انداختند حيرت زده ، غول سفيد و باشكوهي را ديدند كه به ساحل بوشهر نزديك مي شد.

كسي خبر نداشت كه اين كشتي بزرگ و سفيد كه تراكم دود از دودكش هاي عقبش به هوا بر مي خاست و بدنه اش اين چنين سفيد و درخشان بود ، قرار است سال ها مهمان ذهن وجان مردمان اين شهر شود . بوشهري ها كه تا به حال كشتي هاي زيادي را ديده بودند فوج فوج مي آمدند ، در ساحل جمع مي شدند و با اشتياق اين كشتي زيبا را مي ديدند و با زمينه اي از اين كشتي عكس مي گرفتند.

  اين يكي با بقيه ي كشتي ها فرق داشت . كاخي شناور و مدرن در كنار شهر و مردمان بوشهر لنگر انداخته بود و زيبايي هاي فوق مدرنش را به رخ قديمي و سنتي شهري مي كشيد كه دوران واپسين پادشاهي پهلوي دوم را از سر مي گذراند. شاهي كه در اين شهر كوچك و ساحلي، انبوهي از روياهاي جاه طلبانه و بلندپروازانه اش را گردهم جمع كرده بود. از نيروگاه اتمي تا فانتوم هاي فوق مدرن اف -14 و پايگاه دريايي ارتش و خانه هاي شيك سازماني ارتش كه اسراييلي ها در قالب شركت "هديش" مي ساختندشان ... از استانداري بوشهر به دربار محمدرضا شاه تلگراف زدند . وزير دربار وقت ، اسداله علم صبحگاه اصلاح كرده و اتوكشيده ، خوشحال بود كه مي تواند خبر خوشي را براي شاه ببرد . گره ي كراواتش را صاف كرد ، وارد شد ، تعظيمي كرده و دست شاه را بوسيد و گفت: « چشم تان روشن! اعلي حضرت كشتي ايتاليايي هم كه خريد فرموده بوديد به بوشهر صحيح و سالم رسيده،مبارك است!» برق شادي در چشم هاي شاه موج زد. به روي خودش نياورد و با تبختري شاهانه به علم گفت : « خيلي هم خوب ! خبر داشتم ... دستور داديم آن يكي هم در بندرعباس باشدش براي سربازان ...

در ذهن مردم همه ي شهرها پاره اي چيزها هستند كه تبديل به يك «خاطره ي جمعي» شده اند . اين چيزها مي تواند اشيايي در دسترس باشند و يا حوادث در دوردست .اين ماجرا وقتي مي تواند نمود بيشتري داشته باشد كه همزمان شده باشد با پيدايش مظاهر دنياي جديد و ابزار و اشياي مدرنيزاسيون . به ناگاه مي بيني كه در حافظه ي شهر تهران يك عالمه خاطره تلنبار شده است . از ماشين دودي و سينماتوغراف تا لاله زار و كافه نادري و تماشاخانه ها و مسجد بازار و بين الحرمين ... بوشهر نيز پر از اين يادها و خاطره هاست كه ديگر نماد شده اند و اگر كسي بخواهد نشانه شناسي و دال و مدلول سكنه ي اين بندر را بيرون بكشد خوب و راحت مي تواند از همين ها خيلي چيزها را دريابد . از سينماي محمد غوص تا كنسولخونه بريتانيا و زمين تنيس و عمارت كلاه فرنگي و مزار آل عصفور و فانوس دريايي و طاق خوني و عمارت حاج رييس تا گداخانه و عمارت هاي تنگك و مساجد چهار محل و كليساها . هر كدام از اين ها در بخشي از ضمير ناخودآگاه مردم اين شهر قرار گرفته و به ناگاه رخ نشان مي دهد و در وقت و بي وقت ، يا بهانه اي براي توسعه مي شوند ويا مانعي براي توسعه اين شهر! اما يكي از اين نام ها كه به شكل حيرت انگيزي هميشه با بوشهري ها كه دهه ي پنجاه شمسي را در اين شهر تجربه كرده اند همراه بوده است. نام يك كشتي : رافائل. كشتي اي كه آنها كه ديده اندش با حسرت يادش مي كنند و آنهايي هم كه نديده اندش در پي اين هستند كه حكايتش چه بوده است. اين كشتي كه مي گويند مردم شهر شبانه و روزانه ،به دريا مي زدند و از دل آب و از ميان پاره هاي آهن و فولاد و چوب ،قاشق و چنگال نقره و ظروف مطلّا بيرون مي آورند و فيلم هاي فيلم خانه اش را مي بردند از كجا سرو كله اش پيدا شده بود ...

 

سرگذشت كشتي رافائل در اين شهر در ميان كلافي از افسانه هاي شنيدني پيچ و تاب مي خورد. اينكه چطور شد به ناگاه در صبحي سپيدرنگ به مانند غولي زيبا در كنار ساحل بوشهر ظاهر شود ، از كجا آمده بود و عاقبتش چه شد و چرا مي گويند براي شهر شگون نداشت... اميدوارم آنچه كه در ادامه مي آيد بتواند ورقي از اين كتاب «افسانه هاي رافائل» بكاهد. چرا كه زمانه ،روزگاري است كه هر چه كمتر افسانه بشنويم بهتر ومنطقي تر زندگي مي كنيم و بيشتر رفتارهاي مدني از خود نشان مي دهيم هر چند كه هيچگاه آتش خنياگران افسانه سرا خاموشي ندارد و عطش ما براي شنيدنشان نيز همچنين... تولد در دهه ي چهل و پنجاه ميلادي ، با وجودي كه هواپيماهاي مسافربري، مسير اقيانوس آتلانتيك را به خوبي و به سرعت طي مي كردند اما در اروپا ايتاليايي ها كه نمي خواستند شكست و ضعف خود را در صنعت حمل و نقل هوايي پذيرا شوند ، به تقويت صنعت دريانوردي خويش پرداختند به همين دليل مديران ارشد دريانوردي ايتاليا دستور ساخت دو شاهكار را صادر كردند. شاهكارهايي كه پشتوانه اش دولت ايتاليا بود و چيزي نگذشت كه به يك پروژه ي ملي تبديل شد.

 

نخستين طرح كشتي هاي «ميكل آنژ» و «رافائل» در سال 1958 ميلادي كشيده شد. قرار بود هنر تاريخي طراحي ايتاليايي ها با هنر و صنعت مهندسي كشتي سازي آن زمان در هم ممزوج شود و دو شناور بزرگ را ايجاد كند . طراحي ها در ابتدا، دو كشتي را با بدنه ي سياه رنگ و دو دودكش بزرگ سفيد نشان مي داد.اما برخلاف ديدگاه سنتي كشتي سازان ايتاليايي، طراح اين پروژه تصميم به طراحي يك كشتي مدرن گرفت.بنابراين دوباره تيم طراحان دست به كار شدند و كشتي اي را با بدنه ي سفيد همراه با دو دودكش بزرگ مشبك به سرپرستي پرفسور "موتورينو" استاد دانشگاه پلي تكنيك تورينو طراحي كردند. طراحي غريب و بي سابقه اي شده بود. در 16 سپتامبر 1962 (یکشنبه 25 شهريور 1341) ابتدا كليد ساخت خواهر كوچكتر ، كشتي ميكل آنژ زده شد.پنج ماه بعد ساخت جفت بزرگتر اين كشتي آغاز شد و رافائل نيز رخ نشان داد.سه سال بعد در 1965 (1344 ش) بود كه كشتي ميكل آنژ به آب انداخته شد و سفر خود را ميان بندر جنوا و نيويورك آغاز كرد.

كمي بعد هم رافائل به طول 276 متر و عرض 31 متر ساخته شد. رافائل را از همان ابتدا بسيار بزرگتر و مجلل تر ساخته بودند و فقط در درياي مديترانه به سفرهاي دريايي فرستاده مي شد. كمي بعد اين كشتي گرانبها نيز ميان جنوا و نيويورك سفرهاي عظيم درياي اش را با 1775 نفر مسافر آغاز كرد. امكانات امكاناتي كه در رافائل و ميكل آنژ تعبيه شده بود حيرت انگيز بود . در كشتي رافائل 850 خروجي راديو تلفني، 6 استخر شنا، 750 كابين، 18 آسانسور، 30 سالن اجتماعات، تالار نمايشي با 500 صندلي و باشگاه هاي ژيمناستيك و پرورش قواي جسماني و... ساخته شده بود. اما بايد به چيزي اعتراف كرد و آن اين بود كه اين دو خواهر زيبارو و پرجاه و جلال، هيچگاه نتوانستند حتي ليره اي براي خطوط دريايي كشتيراني ايتاليا منفعت به دست بياورند! چرا كه با وجود استقبال زيادي كه از اين دو كشتي مي شد ، هزينه هاي سنگين نگهداري آنها ديگر جايي را براي منفعت باقي نمي گذاشت .هر چند كسي نمي تواند اين نكته را ناديده بگيرد كه ايتاليا با اسم و شهرتي كه بخاطر دارا بودن اين دو كشتي در دنيا صاحب شده بود، دستگاه تبليغاتي خوبي را براي خودش ايجاد كرده بود .

 

در واقع ايتاليايي ها در گرماگرم مسابقه ي ساخت تجهيزات و توربين ها و موتورهاي غول پيكري كه بويينگ ها را به هوا مي فرستاد ، با اين دو كشتي نشان مي دادند كه آنها نيز قادرند پابه پاي ساير اروپايي ها در صنعت جايگاهي داشته باشند و كشتي هاي درجه يكي را براي استفاده طبقه ي مرفه دنيا توليد كنند. اتاق هاي خواب و سالن هاي تشريفات رافائل بي نهايت لوكش و شيك بودند. حداقل در هر كابين يك حمام و توالت شيك و لوكس كه با مرمرهاي ايتاليايي تزيين شده بود وجود داشت . همانطور كه گفته شد در روي هر كشتي شش استخر ، سه تا براي بزرگسالان و سه تا براي كودكان ساخته شده بود.سالن تفريحاتي هم ساخته شده بود كه مخاطبين به محض ورود به آن ، با چلچراغ هاي غول آساي كريستال بسيار گرانقيمتي مواجه مي شدند .در كنار اين ها دو سالن نمايش بزرگ هم ايجاد شده بود كه در هر كدام دو تلويزيون بزرگ قرار داده بودند . اين رافائل كه چنين امكانات افسانه اي داشت بارها در دنيا به دلايل مختلف رسانه اي شد. از جمله در سال 1966 يك زن ثروتمند دو ماشين شيك و گرانقيمتش را روي عرشه ي بزرگ و وسيع كشتي آورد و در آنجا يك كورس مسابقه برگزار كرد.

  در سال 1970 هم يك كارگردان ايتاليايي قسمتي از يك فيلم سينمايي اش را در اين كشتي تهيه و ضبط كرد. بعدها در همين سال بود كه به درخواست عده اي از مسافرين قسمتي از سالن بزرگ نمايش كشتي تبديل به زمين بازي اسكيت روي يخ شد. هر چند كه سال 1970 (1349 ش) رافائل با يك نفتكش نروژي در اقيانوس تصادف كرد و به قول ايتاليايي ها كشتي شان چشم زخم خورد! بدبياري و بحران گفته شد كه هيچكدام از دو كشتي ميكل آنژ و رافائل براي مالكينش توليد پول و ثروت نمي كردند و دولت ايتاليا با سوبسيد بالايي اين دو كشتي پرخرج را زنده نگاه مي داشت.

در واقع دولت ايتاليا براي هر مسافر رافائل 700 دلار سوبسيد پرداخت مي كرد. رافائل با اينكه نُه سال بعد در سفرهاي دريايي در اقيانوس هاي ديگر هم مورد استفاده قرار گرفت اما باز هم هزينه هاي گزاف و سرسام آورش به مانند خواهر دو قلويش ،ميكل آنژ اجازه نمي داد كه اين كشتي به سوددهي برسد. بحران نفت در 1974 (1354 ش) ، باعث افزايش 217 درصدي(!) هزينه هاي كشتي براي دولت ايتاليا شد . روزنامه هاي ايتاليايي آغاز به انتقاد كردند و نوشتند كه چرا بايد پول ماليات دهندگان ايتاليايي براي «زنده نگاه داشتن خاطرات دوران عهد عتيق و رمانتيك بازي دولت» به اين شكل هزينه شود. با فشار پياپي مطبوعات بالاخره دولت ايتاليا در 1975 اعلان كرد كه قادر نيست كه براي حفظ اين دو كشتي روزانه 100 ميليون ليره پرداخت كند. در بهار 1975 بود كه دولت ايتاليا رسما اعلام كرد كه خطوط كشتيراني ايتاليا نمي تواند كمك هاي دولت را دريافت كند. اين سخن به معناي مرگ اين دو خواهر بود. در21 آوريل 1975(دوشنبه 1 ارديبهشت 1354) رافائل براي آخرين بار بدون هيچ تشريفاتي ،غمگينانه بندر نيويورك را به سمت ايتاليا ترك كرد.

در 30 آوريل هم براي آخرين باردر بندر جنوا لنگر انداخت و بعد از 113 بار سفر دريايي به نيويورك از حركت كناره گرفت .   سه ماه بعد هم ميكل آنژ به او در بندر كم رونقي به نام لاسپيزا پيوست و هر دو درآنجا به خاموشي فرو رفتند . در 1976 (تابستان 1355)صاحب شركتي آمريكايي به نام «هوم لاين» حاضر شد در قبال خريد اين دو كشتي مبلغ خوبي را بپردازد اما به شرطي كه دولت ايتاليا اجازه بدهد اين دو كشتي در همان مسير ايتاليا ،نيويورك سفر كند و از خدمه هاي ايتاليايي استفاده شود .اما شركت خطوط درياي ايتاليا از آنجايي كه نمي خواست بار ديگر مورد انتقاد رسانه هاياني كشور قرار بگيرد كه چرا باز اين دو كشتي در ايتاليا به حركت در آمدند ، به اين پيشنهاد توجه نكرد و اعلام كرد كه اين دو كشتي را مي خواهد به بيرون كشور بفرستد. يك خريد عجيب اما چيزي نگذشت كه سروكله ي خريدار دوم در پاييز سال 1976 (پاييز 1355) پيداشد: شاه ايران، محمد رضا شاه پهلوي؛ مردي كه بلندپروازي هايش در دنيا معروف شده بود و همه مي دانستند كه با ثروت افسانه اي كه از پول فروش نفت در خزانه ايران جمع شده ، او خريدار دست به نقد تمامي تسليحات و امكانات نظامي و مدرن دنياست. بي دليل نبود كه شاه ايران به نام « امپراطور نفت» تصويرش روي جلد مجله ي معتبر تايم منتشر شده بود . اين شاه مغرور كه خبر نداشت كه كمتر از دو سال ديگر سلطنتش برچيده خواهد شد، به طرف ايتاليايي اعلام كرد كه مي خواهد اين دو كشتي را بخرد تا آنها را به محلي تبديل كند كه كارگران شركت نفت ، پرسنل نيروي دريايي و كارآموزان ارتش ايران در آنجا و در ايام تعطيلات و مرخصي شان استراحت كنند. خطوط دريايي ايتاليا مانعي در اين معامله مشاهده نكرد .مهم اين بود كه كشتي از ايتاليا بيرون مي رفت و جنجال معترضين خاموش مي شد.بالاخره در آذر ماه 1355 كشتي ها به ايران فروخته شد .

 

 به نظر مي رسيد ايران معامله ي خوبي با ايتاليايي ها كرد . رافائل در سال 1965 تا 90 ميليون دلار نيز قيمت گذاري شده بود اما ايتاليايي ها از سرناچاري و اجبار و شرايط بحراني اقتصادي شان، ده سال بعد رافائل و ميكل آنژ را كه حدود 45 ميليون دلار قيمت واقعي داشتند هر كدام به مبلغ دو ميليون دلار به ايران فروختند! باا ينكه گفته مي شود دلالان ايراني/ ايتاليايي هم در اين معامله عجيب نقش خود را براي ارزان خريدن اين كشتي خوب ايفا كردند اما مي گويند كه ايتاليايي ها قول كمك ومساعدت مالي زيادي از شاه ايران براي عبور ازبحران مالي شان گرفتند . هنوز كه هنوز است ايتاليايي ها و مورخان شان دولت و مسئولانشان را به خاطر اين معامله ي عجيب كه اين كشتي ها را به ثمن بخس به ايران فروختند تمسخر مي كنند. در واقع برنده ي واقعي اين معامله ايراني ها بودند كه اين دو جواهر اقيانوس پيما را به بهترين قيمت از خطوط بين المللي بيرون كشيدند و از آن ايران كردند. ورود به خليج فارس معروف است روزي كه قرار بود رافائل و ميكل آنژ ايتاليا را براي هميشه ترك كنند عده ي زيادي از مردم ايتاليا در بندر جنوا جمع شده بودند و با چشم گريان با كشتي ها وداع كردند.در بهار 56 بود كه دوخواهر زيباي دوقلو قدم به آب هاي گرم خليج فارس گذاشتند . اين دو كشتي به محض ورود به آب هاي خليج فارس از يكديگر جدا شدند .

 

ميكل آنژ در بندر عباس لنگر انداخت و رافائل ، اين كاخ شناور با 50 خدمه ي ايتاليايي و با افزايش ظرفيت در حد سكناي 1800 نفر در بندر بوشهر پهلو گرفت . به محض ورود رافائل به بوشهر ، مردم شهر دسته دسته به ديدار مهمان جديد و چشم نوازشان مي آمدند و با آن عكس مي گرفتند و ساعت ها در كنارش مي نشستند وتماشايش مي كردند. كسي اجازه ي حضور در آن نداشت تا وضعيت كشتي دقيقا اعلام شود . دقيقا كسي نمي دانست كه حضور اين كشتي به چه دليل در بوشهر رقم خورده است. در سال1978 به شاه پيشنهاد شد كه از اين كشتي استفاده تجاري نيز بشود و آن را براي مسافرين ثروتمند و اشراف منش ايراني و خارجي بازسازي كرده و به سفرهاي دريايي گسيل داشته و با كاهش ظرفيتش به 1300نفر براي كشور يك منبع درآمد ايجاد كنند . شاه پذيرفت . زوال هيئتي كه بدين منظور از ايتاليا براي انجام و بررسي اين كار آمده بود بلافاصله متوجه وضعيت نامطلوب كشتي شد. بدنه ي كشتي به شدت در همان يكسال پهلوگرفتن و كار نكردن و تعطيلي تاسيسات كشتي، بر اثر ميزان بالاي رطوبت و رسوبات آب دريا زنگ زده و تخريب شده بود.

 چوب هاي عرشه ي مجلل كشتي توسط آفتاب داغ و سوزان بندر بوشهر تغيير حالت داده و دفرمه شده بود و از همه وحشتناك تر موش هاي بندر بوشهر بودند كه در داخل كشتي به شكل ديوانه واري زياد شده و از درون كشتي را جويده و پوسانده بودند. با سقوط سلطنت محمدرضا شاه پهلوي و پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و تغيير شرايط قراردادها و جامعه ،خدمه ها و نيروهاي ايتاليايي كشتي كه نقش مهمي در نگهداري و حفظ تاسيسات كشتي داشتند رافائل را رها كرده و به ايتاليا بازگشتند. اين باعث شد كه روز به روز وضعيت تاسيسات و ظاهر كشتي نامطلوب تر شده و عده اي از اين فضا استفاده كرده و دست به تاراج اموال عمومي كشتي بزنند.اوضاع عجيبي شده بود .

   از آن قصر سفيد كمتر نور شكوه و آبادي به چشم مي خورد. به نظر مي رسيد رافائل در كنار ساحل بوشهر رها شده تا به صورت يك آهن قراضه فروخته شود. زمزمه هايي نيز شنيده مي شد كه قرار است اين كشتي توسط واسطه هاي غير ايتالياتي به ايتاليا بازگرداند شود. مرگ در سال 1362 تصميماتي براي بازگرداندن رافائل و ميكل آنژ به سفرهاي دريايي گرفته شد اما هنوز اين تصميم عملي نشده بود كه در روز پنجشنبه 26 آبان 1362 هواپيماهاي عراقي بالاخره در گرماگرم بمباران خارگ و بوشهر آن را هدف موشك قرار داده و به آن آسيب جدي وارد كردند به حدي كه رافائل تا نيمه در آب هاي كم عمق ساحلي لنگرگاه بوشهر فرورفت. چيزي نگذشت كه يك كشتي باري به نام «ايران سلام» (ايران سيام) ناگهان به صورت اتفاقي با آن برخورد كرد و به بدنه اش آسيب جدي رساند و كاري را كه هواپيماهاي عراقي آغازش كرده بودند تمام كرد؛ رافائل كاملا در اعماق خليج فارس غرق شد و آن گاه مورد هجوم بيشتر عده اي ازغواصان محلي واقع شد . عده اي از اين افراد كه خبر از گنجينه هاي درون كشتي داشتند، آثار گرانبها و هنري اي كه هنوز در كابين ها و سالن اجتماعات كشتي و رستوران هايش باقي مانده بود را به يغما بردند.بدين ترتيب كشتي اقيانوس پيماي رافائل بيشتر از هفت سال نتوانست در كنار سواحل جنوبي ايران دوام بياورد و خيلي زود به افسانه اي غريب تبديل شد.

 

كشتي ميكل آنژ اما سالم باقي ماند و ظاهرا تا سال 1991 در ايران باقي ماند اما بعد به دليل مستهلك شدن زياد به يك شركت اوراق چي پاكستاني/ بنگلادشي فروخته شد تا اوراق شود . ساين بهزاد ، يكي از آخرين ساكنين رافائل درباره ي مسامحه و غفلتي كه در مورد رسيدگي و حفظ اين كشتي اتفاق افتاده بود ، و درباره ي اوضاع واحوال كشتي در آن زمان نوشته است : «من در آن زمان در سال هاي 78 و 79 دو سال در كشتي زندگي كردم . بعد از انقلاب اسلامي و سقوط شاه ، كشتي در بندر بوشهر به حال خود گذاشته شده بود . متاسفانه كشتي توسط عده اي غارت شد . جلبك هاي ساحلي هم باعث شد كه كشتي به شدت تخريب شود .رافائل در زير آفتاب بندر بوشهر پوسيد و به محلي براي حكمفرمايي موشها تبديل شده بود. » اين افسر كشتي رافائل نوشته است :«در دوران يكي از آتش بس هاي ابتدايي جنگ ايران و عراق رافائل به عنوان يكي از مناطق و اهدافي كه ممكن است مورد بمباران عراق واقع شود اعلام شد. به همين دليل كشتي را توسط يك يدك كش1000 متر در كنار ساحل جابجا كردند و بعد توسط گروهي از تفنگدارن نيروي دريايي مورد محافظت قرارش دادند . اما با اين وجود در يكي از روزهاي جنگ ايران و عراق كشتي توسط يكي از موشك هاي هواپيماها مورد اصابت قرار گرفت ...رافائل يكي از بزرگترين و بهترين جاهايي بود كه من دوسال از عمرم را درآنجا گذراندم. بعداز اين همه سال ،هنوز كه هنوزاست كليد كابين خودم در كشتي رافائل را در جاسويچي ام حفظ كردم...»

 

امروزه علي رغم شايعاتي كه وجود دارد رافائل ديده نمي شود و زير7 متر آب ،در فاصله ي دو كيلومتري نيروگاه اتمي قرار گرفته است.اما چيزي كه جالب است خاطره ي اين كشتي است كه امروزه روز باقي مانده است و بسياري با هر جذر و مد و پديدار شدن جسمي از زير آب مي گويند رافائل از آب درآمده.... در بوشهر به بهانه هاي مختلف يادي از اين كشتي مي شود . پوسترهاي اين كشتي در ابعاد بزرگ منتشر شده و به فروش مي رسد . در خيابان ساحلي شهر نيز رستوراني با معماري جديدي ساخته شده كه صاحب خوش ذوقش نامش را به ياد آن كشتي رافائل گذاشته و در آن مرغ سوخاري كنتاكي(!) عرضه مي كند. در مقابل اين محل بقاياي كشتي است كه عده اي مي گويند اين همان رافائل معروف است در صورتي كه اين تپه ي فلزي كه هر از چند مدت ،سر از آب در مي آورد بقاياي همان كشتي «ايران سلام» يا «ايران سيام» است كه 40 متر از بدنه اش بيرون آب آمده است و امروزه مكاني براي ماهيگيران شهر شده است.

اما چه شد رافائل، اين جواهر گرانبهاي اقيانوس هاي گرم جهان و اين ثروت ملي ايرانيان كه زماني از كنار برج هاي دوقلوي نيويورك ،خرامان و دودكنان و بوق زنان رد مي شد ، چه پيش از غرق شدن و چه پس از فرو رفتنش در اعماق آب هاي بوشهر اين چنين مورد اهمال ما واقع شد وتنها خاطره اي و يادي مبهم از آن باقي مانده است .آيا ماجراي رافائل يك درس بزرگ براي جامعه ما براي حفظ و نگهداري آثار فرهنگي ،تاريخي اش نيست ؟ نسبت به خودمان بي رحميم همانطور كه نسبت به آثار ملي مان بي رحم تر. دقيقا براي رافائل همان اتفاقي افتاد كه امروز براي بافت قديم بوشهر و كتيبه ي سنگ نوشته خارگ روي داد. صداي بوق بلندي مي آيد، اين بار صداي بوق يك كشتي نيست ، صداي بوق بلند يك هشدار است. هشداري به همه ي ما. به خود آييم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور ۱۳۸۹ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

آنچه گذشت ! كليد كنيد ...

گيرم كه آب رفته به جوي باز آيد ..... با آبروي رفته چه بايدكرد ! - چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389
دعواي گنجشكها و تماشاي ديگر گنجشكها !!! - سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389
چند پند از كوروش كبير : - شنبه بیست و سوم مرداد 1389
هفته اي كه گذشت ( روي هر كدام كه مايليد كليد كنيد ) - شنبه بیست و سوم مرداد 1389
نخستین سد لاستیکی در استان گیلان به زودی در شلمان (لنگرود )ساخته می شود - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
حلول ماه مبارك رمضان مبارك : - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
بعد مرگم اشك و ناليدن چه سود - دوشنبه هجدهم مرداد 1389
تیم ملی به کریمی نیازمند است - دوشنبه هجدهم مرداد 1389
قوانين زمين فوتبال - یکشنبه هفدهم مرداد 1389
معضل بزرگ حاشيه نشينان شاليزارها در شلمان و ديگر منطقه برداشت برنج : - یکشنبه هفدهم مرداد 1389
همسايه ها : - شنبه شانزدهم مرداد 1389
شهيد حجت محمدي شلماني و شهيد رضا قلي نيكوكار شلماني (‌ محبوب قلبها ) يادشان گرامي : - شنبه شانزدهم مرداد 1389
سفر براي وطن ترانه اي ماندگار از استاد نوري ( خدا رحمت كند ) - شنبه شانزدهم مرداد 1389
در انتظار آخر شهريور : - شنبه شانزدهم مرداد 1389
تاسيس باشگاه فوتبال پايه ، شلمان ( لنگرود ) ارديبهشت 1390 به مديريت حسين محمدي شلماني - شنبه شانزدهم مرداد 1389
گردهمايي سيكاروديهاي مركز ( نگاهي مجدد به اهداف همياري سيكارويهاي تهران 20/3/89 ) - چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389
تصاويري از چهار گوشه باغ كشاورزي شلمان ( لنگرود ) و درختی با 90 سال قدمت - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
رحمان براي همشهري اينچنين مي نويسد ؟! - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
آفات مهم مزارع برنج کشور - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
بچه های محل 1362 ، در حال حاضر همگي بيش از 35 سال دارند و داراي زن و بچه اند! - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
مهرداد لاهوتي نماينده مردم شهرستان لنگرود ( قدم به قدم از آستارا تا محمود آباد ، ورود به ساحل دريا - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
ياران دبستاني من - چهارشنبه سی ام تیر 1389
بيا با هم در شهر قدم بزنيم ! - چهارشنبه سی ام تیر 1389
در تلاشم بستري مناسب جهت شكوفايي ورزش ديار خود بر پا كنم % - چهارشنبه سی ام تیر 1389
تنگتدستی و بیکاری عاملی است در جهت بزهکاری ! - چهارشنبه سی ام تیر 1389
روانه يك دنياي بهتر 1359 " فرار از فقر اجتماعي " شلمان و سيكارود و خيلف محله و گاواسراي و ...همه م - چهارشنبه سی ام تیر 1389
شماره حساب مهرگستر بانك كشاورزي لنگرود 398055503 به حمايت شما علاقه مندان به ورزش - چهارشنبه سی ام تیر 1389
براي شاد زيستن بايد امتحان كرد ؟! - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
يادآوري قسمتي از سايت مسدود شده !؟ - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
تصويري از ديار من شلمان - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
كيفي پيدا كرده بودم ! - شنبه بیست و ششم تیر 1389
باغ تفريحي و گردشگري شلمان ( لنگرود ) بزودي تصاويري زيبا از چهارگوشه باغ - شنبه بیست و ششم تیر 1389
ساخت اماکن تفریحی، خدماتی ، ورزشي و با اجاره آنها درآمدهای پایداری تلقي مي شود . - شنبه بیست و ششم تیر 1389
تاريخچه فوتبال در شهر شلمان از سال 1348 ( لنگرود ) - چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
شلمان : شهر ابریشم - چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
عملکرد شهردار محترم شلمان مهندس جعفر حسن زاده ستودنی است . - چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

مطالب قدیمی‌تر