شلمانرود رازی در دل دارد ؟!

پایگاه اطلاع رسانی شلمانرود ( شهید حجت ) ( http://shalmanroud.blogfa.com )

شبهای قدر ...

شب قدر

یکی از مسائل پر رمز و راز در مجموعه ­ی علوم و معارف الهی، مسئله «شب قدر» است. نخست گفتنی است، شب قدر، ظرف نزول قرآن است: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْر»[۱]. اما این چه نوع ظرفی است؟ بین عموم مردم مشهور است که «شب قدر» ظرف زمان است. طبق این بیان، شب قدر، به معنای پاره ای از زمان (شب) است که در آن، قرآن از عالم بالا به دنیا نازل گشته است و به دلیل اهمیت این نزول و مسائل جنبی و یا عوامل زمینه ساز آن ـ که از درک ما انسان ها فراتر است ـ خداوند می فرماید: «وَ مَا أَدْرَئکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْر»[۲]؛ «چه چیزی تو را آگاه کرد که شب قدر چیست؟» «و لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیرْ مِّنْ أَلْفِ شهَر»[۳]؛ «شب قدر، از هزار ماه برتر است». عبادتی که در این شب انجام می شود، بهتر از هر عبادتی است که انسان آنها را در طول هزار ماه انجام می دهد و نیز: «تَنزَّلُ الْمَلَئکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِّم مِّن کلُ‏ِّ أَمْر»[۴]؛ «در این شب فرشتگان و روح به اذن پروردگار فرود می آیند و با خود مقدمات همه ی امور را فرود می آورند» و «سَلَامٌ هِىَ حَتىَ‏ مَطْلَعِ الْفَجْر»[۵]؛ «این شب [یکسره] تا طلوع فجر سلام و سلامتی است».

اما اگر «ظرفیت» مطرح در آیه را منحصر در ظرف زمان نکنیم و بگوییم ظرف زمان، پایین ترین مرحله ظرفیت است؛ آن گاه به این می رسیم که شب قدر، حقیقتی است که قرآن در آن نازل شده و با توجه به لیاقت و قابلیتش، حقیقت قرآن را از عالم بالا دریافت کرده و آن را در وجود خود، جای داده است و بدین ترتیب وجودش، ظرف قرآن شده است. البته مراد از ظرف و محل و امثال این تعابیر، مکان مادی نیست و نمی تواند باشد؛ زیرا حقیقت قرآن از سنخ امور مادی نیست تا ظرف و مکانی شبیه به ظروف و مکان های مادی داشته باشد؛ بلکه محل نزول قرآن و ظرف آن، باید از سنخ «معنی» و امور معنوی باشد تا بتوان، ظرفیت آن را نسبت به یک حقیقت معنوی پذیرفت و از آن توجیه معقولی ارائه کرد. در اینجا سه نکته باید روشن شود:

یکم. بدانیم که ظرف و مظروف مادی، هیچگاه با هم متحد نمی شوند. برای مثال آب که مظروف و کوزه ظرف است، تا ابد اگر این نسبت را حفظ کنند، نه کوزه آب می شود و نه آب کوزه و همین طور است در دیگر موارد از انواع ظرف ها و مظروف های مادی. اما در امور معنوی این گونه نیست؛ ظرف معنوی حقیقتی است که پذیرای امور معنوی و دریافت کننده ی حقایق ملکوتی است. این حقیقت، با آنچه می پذیرد و قبول می کند، وحدت یافته و یکی می شود. بنابراین حقیقتی که محل نزول قرآن است و حقایق آن را قبول کرده و ظرف قرآن شده است، با آن یکی می شود و قرآن ناطق می گردد.

دوم. بدانیم حقیقتی که بر اثر قبول قرآن، عین آن می شود، کسی جز انسان کامل ـ که مظهر جمیع اسمای حسنای حق و آینه ی تمام نمای خداوند است ـ نیست. در رأس همه ی افرادی که مصداق عنوان یاد شده هستند وجود نازنین حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و پس از ایشان شایسته ترین و نزدیک ترین افراد به مقام ایشان، امام علی (علیه السّلام) و همینطور پس از ایشان فرزندانشان حسن بن علی (علیه السّلام) تا برسیم به زمان ما. لیلة القدری که در این زمان، ظرف قرآن است و حقایق آن در او جاری می شود، حضرت حجة بن الحسن المهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) است. ما از این بزرگان و امامان بر حق، به قرآن ناطق تعبیر می کنیم؛ همانطور که مالک اشتر وقتی که دید مردم نادان، فریب عمرو عاص و معاویه را خورده و به کاغذ پاره­ های سر نیزه چشم دوخته ­اند؛ فرمود: شما قرآن ناطق (علی) را رها کرده و به این کاغذها چشم دوخته و دل خوش کرده ­اید! مراعات این کاغذها را می­ کنید؛ ولی اصل قرآن و حقیقت آن را ـ که در علی علیه ­السّلام تجسّم یافته ـ رها کرده و حرمت نمی ­نهید!

امام باقر (علیه­ السّلام) می­ فرمایند: «امام علی (علیه ­السّلام) در حضور امام حسن و امام حسین (علیهماالسّلام) سوره­ ی قدر را تلاوت کرد. حضرت حسین (علیه­ السّلام) خطاب به پدر گفت: ای پدر! این سوره را با حلاوت مخصوصی تلاوت می­ فرمایید. حضرت فرمود: فرزندم! زمانی که سوره­ ی قدر نازل شد، جدت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) کسی را پی من فرستاد؛ سپس این سوره را برای من تلاوت کرد و با دست بر کتف راست من زد و فرمود: ای برادر و وصی من! ای کسی که پس از من ولی این امتی! این سوره پس از من، از آن تو و پس از تو، از آن دو فرزندانت حسن و حسین است. از برای آن نوری است که در قلب تو و اوصیای تو تا مطلع فجر قائم آل محمد (صلّی الله علیه و آله) ساطع است»[۶].

بر اساس روایتی خداوند به رسولش (صلّی الله علیه و اله) فرمود: «سوره قدر را تلاوت کن که این سوره نسبت (شناسنامه) تو و نسبت به اهل بیت تو تا روز قیامت است».[۷]

اگر کسی بگوید: چرا امام صادق (علیه­السّلام) شب قدر را بر جده ­اش فاطمه (علیهاسلام) اطلاق کرده؛ در حالی که طبق بیان مزبور شب قدر بودن، به ایشان اختصاص ندارد؛ بلکه هر انسان کاملی می­تواند مصداق آن باشد؟

در جواب می­ گوییم: اولاً از دیدگاه منطقی، اثبات چیزی نفی غیر آن را نمی­کند؛ یعنی، اگر بگوییم «شب قدر، فاطمه است»، منافاتی با لیلة ­القدر بودن دیگر مصادق ندارد. ثانیاً در میان افرادی که مصداق شب قدرند، برای فاطمه (علیها سلام) امتیازی است که برای هیچ کس آن ویژگی وجود ندارد و آن عبارت از این است که آن حضرت، علاوه بر آنکه خود مصداق لیلة­ القدر است، پدر، همسر و یازده فرزندش همه مصادیق شب قدرند. از این رو حضرت فاطمه (علیها سلام) همانند شمع جمعی است که دیگران، دور او را گرفته ­اند و جا دارد که از ایشان به صورت برجسته و عنوان «شب قدر» یاد شود.

سوم. بدانیم چرا از انسان کامل به شب قدر تعبیر شده است؟ لفظ «لیلة» به معنای شب است و خصوصیت شب خفا و ناپیدایی آن است. شب فانی و منفعل محض است و از خود چیزی ندارد. قدر هم به معنای عظمت، قدرت و فضیلت است و انسان کامل از آن رو که فانی در خداوند است، فانی در حقیقت است که عین عظمت و قدرت و فضیلت است. از آن جهت که خود است، هیچ است و از آن جهت که نمود آن حقیقت است، همه چیز است؛ پس از او به شب قدر تعبیر شده است. انسان کامل آینه ­ی تمام نمای جمال خداوند، خلیفه و وجه الله است. مظهر «بِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیم»[۸] و «عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیر»[۹] است. مصداق «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ رَمَى»[۱۰] است. انسان کامل حقیقتی است که بیعت با او بیعت با خداست: «إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ الله»[۱۱].

همچنین دوستی یا دشمنی با او، دوستی یا دشمنی با خدا است: «وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَض‏ الله»[۱۲]. از این حقیقت بزرگ، به شب قدر یاد می ­شود: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه­السّلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ «اللَّیْلَةُ» فَاطِمَةُ وَ «الْقَدْرُ» اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر»[۱۳]؛ «امام صادق (علیه ­السّلام) می فرمایند: «لیلة، فاطمه و قدر، الله است. هرکس به درستی فاطمه را شناخت، شب قدر را درک کرده است».

البته شب قدر را خدای او و خود «لیلة القدر» می ­شناسد و بس؛ اما دیگران به مقدار استعداد و لیاقتشان می ­توانند با برخی از اوصاف و خصوصیات شب قدر ـ آن هم با هدایت و ارشاد خود او ـ آشنا شوند. در برخی از روایات آمده است: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) خطاب به امام علی (علیه­ السّلام) می­ فرمایند: «کسی خدا را نشناخت، جز من و تو و کسی مرا نشناخت، جز خدا و تو و تو را نیز کسی نشناخت، جز خدا و من».

بنابراین شناخت شب قدر ـ که همان انسان کامل است ـ با شناخت خداوند رابطه تنگاتنگی دارد و همان طور که نمی­ توان به حقیقت خداوند و کنه ذات او پی برد، نمی ­توان به حقیقت شب قدر و کنه او دست یافت.

می­ توان شب قدر را به دو نوع حقیقی و زمانی تقسیم کرد و گفت: لیلة القدر حقیقی، وجود طیبه ی انسان کامل است که دعا و ظرف قرآن؛ بلکه قرآن ناطق است. از این رو در هر زمان برای آن، بیش از یک مصداق قابل تصور نیست. به عبارت دیگر امام زمان هر عصری، مصداق شب قدر آن دوران است و نظیر ندارد و دومی برایش متصور نیست. امام رضا (علیه­السّلام) می­فرمایند: «الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا یُدَانِیهِ أَحَدٌ وَ لَا یُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا یُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِیرٌ»[۱۴]؛ «امام یگانه ی دهر خویش است و کسی نمی ­تواند تا با او انباز گردد. امام کسی است که هیچ دانشمندی به پایه­ ی او نمی­رسد و احدی نمی ­تواند جایگزین وی شود. امام کسی است که مثل و نظیری برایش متصور نیست». این همان شب قدر حقیقی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

اطاقور ( شهر سرسبز شهرستان لنگرود )

دوشنبه 23 تیر1393 ساعت: 11:49 توسط : رضاکهن سال بیجارپس

باسلام وعرض ادب واحترام دارم به جنابعالی وپرسنل فعال و زحمتکش که درراستای تبلیغاتی و هنری و فرهنگی و ورزشی و امورات اجتماعی جامعه گام مثبت میگذارید و برای تکاپوی امر ورزش فوتبال سابقه چندین ساله دارید وسعی و تلاش دارید در منطقه اطاقور زمین ورزشی فوتبال داشته باشی. اینجانب به سهم خود میتوانم هدیه ای به ناچیز هرچند قابل حضرتعالی را ندارد تقدیم نمایم. که زمینه ای فراهم شود برای تحقق بخشیدن و زنده نگه داشتن فوتبال دراطاقور و پیوستن نونهالان جامعه به سمت ورزش و ترک و خداحافظی با اعتیاد به موادمخدر که جوانان و نونهالان جامعه راگرفتارخودکرده است. و از جنابعالی نهایت تشکر و قدردانی رادارم .و امید آن دارم که درکارهایت موفق و موید باشی. باتشکر.....کهن سال بیجارپس09111431835

پاسخ مدیر سایت شلمانرود : سلام و درود احترام دارم خدمت شما برادر ارجمند جناب آقای کهن سال بیجارپسی مدیر مشاور املاک کوثر اطاقور ...
با توجه به تشویق و ترغیب نسل دهه 60 نسبت به ورود اینجانب جا دارد اعلام کنم که دیگر اورگانهای دولتی نسبت به حرکت اینجانب مصمم و پشتبانی کرده اند لذا قسمتی از نامه نگاری بنده با مسئولین امر خیر عبارت است از : تاسيس مدرسه فوتبال و فوتسال از بين نونهالان ، نوجوانان و جوانان به مركزيت شهر اطاقور بعنوان پایگاه اصلی، بانضمام 4 شهر لنگرود باضافه 154 منطقه ديگر شهرستان لنگرود را تحت پوشش قرار خواهد داد ، مشوق اصلي آن اولياء فرزندان و نسل دهه 60 شهر شلمان در این حین در تكاپوي آن هستند حتی زمین شخصی خود را در اختیار بنده قرار دهند لذا بعنوان نقطه ای از شهر زیبای لنگرود شهر اطاقور که بستر توسعه آن مهیاست اقدامی صورت گرفته و ترغیب و تشویق همگان و همه جانبه با بنده باعث شده تصمیم شایسته ای گرفته شود . انتظار دارم با بستری که فراهم شده در راه تحقق سلامت جامعه ، مصرانه نیز از اورگانی معتبر تقاضاي همكاري کرده ام و انتظار دارم به هر طريق ممکن در این امر خطیر همكاري لازم را اتخاذ نموده تا شاهد توسعه شهر و ورزش منطقه باشند . انشاا...
از حضرتعالی و مساعدت بی وقفه شما نیز برادر ارجمند بی نهایت سپاسگزارم %

پویان محمدی را به خاطر داشته باشید

 
از راست : حسین محمدی شلمانی ، حسن امانی شلمانی ، محمد مایلی کهن ،
 عیسی فخرایی شلمانی و محمد پنجعلی
 
( ۱۳۶۳ زمین فرمانداری شهرستان لنگرود  )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

بخش اطاقور شهرستان لنگرود ( توسعه و آبادانی هر منطقه مستلزم یک جهاد مردمی است )...

 سلامت هر جامعه مستلزم یک بینش و نگرش ایده آل خواهد بود

شرط آن بود ؟!

اگر مسئولین حمایت و همکاری کنند :

بنا دارم برای سلامت جامعه کلیه نونهالان و نوجوانان و جوانان را در سطح استان از طرق فعالیتهای ورزشی علی الخصوص ورزش فوتبال مطرح کنم .

   نگاهی به تفکران مسئولین شهرستان لنگرود در معرفی بخشدار جدید اطاقور 

مهندس مهرداد بائوج لاهوتی افزود: در تلاشیم تا درمان بستر اطاقور هر چه سریعتر شروع به کار نماید.

نماینده مردم لنگرود برادر ارجمند جناب آقای لاهوتی تأکید کرد: تمامی مسئولین باید دست به دست هم دهند تا بتوانند مشکلات منطقه را حل کنند .

در ادامه سيد رضا جواد پور فرماندار شهرستان لنگرود با تقدير و تشکر از بخشدار قبلی و سرپرست بخشداری اطاقور گفت: وظيفه يک بخشدار ايجاد هماهنگی بين سازمانهای دولتی و خصوصی برای تحقق اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران با پيروی از رهنمودهای مقام معظم رهبری و پيشبرد سياستهای دولت تدبير و اميد در منطقه می باشد.
وی افزود: بخش اطاقور يکی از بخشهايی با وسعت زياد که از مواهب الهی برخوردار بوده و برای عمران و آبادانی آن بايستی از هيچ کوششی دريغ ننماييم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

اطاقور ( شهر سرسبز شهرستان لنگرود )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

اطاقور ( شهر سرسبز شهرستان لنگرود )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

اطاقور ( شهر سرسبز شهرستان لنگرود )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

اطاقور ( شهر سرسبز شهرستان لنگرود )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

اطاقور ( شهر سرسبز شهرستان لنگرود )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

مشاورین املاک در اطاقور

پاسخ مدير سايت شلمانرود به یکی از مشاورین املاک اطاقور : ما برای رونق بازار و توسعه شهر به همدیگر نیازمندیم ، تلاش داریم بستری مهیا کنیم برای شکوفائی اطاقور ... از شما درس اخلاق و معرفت ياد گرفتيم لذا تمامیه دست اندرکاران مدیریت شهری باید در امر توسعه و بالندگی شهر آغوششان را برای هر نوع سرمایه گذاری آماده کنند. علی الخصوص تعامل حسنه مشاورین املاک در اطاقور حرکت ای آغازین خواهد بود ... 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

رودخانه شلمانرود ...

رودخانه شَلمان رود: شلمان یکی از شهرهای بخش مرکزی شهرستان لنگرود می‌باشد. رودخانه شلمان رود از کوه‌های ناتشکوه سرچشمه می‌گیرد. این رود در محور جاده رودسر- لاهیجان نسبتاً پرآب است و دو شاخه مهم به نام‌های «تاق‌ور» از طرف غرب و «شلمان رود» از طرف شرق دارد. در حدود 3 کیلومتر پایین‌تر از شلمان، در یک خم بزرگ به طول 2/5 کیلومتر، رودی به نام «کیارود» به آن می‌پیوندد و سپس رودخانه با چند پیچ و خم بزرگ و کوچک، به دریای خزر سرازیر می‌شود.در گذشته به واسطه رودخانه شلمان‌رود، صید ماهی یکی از راه‌های امرار معاش عده زیادی از اهالی منطقه بود اما امروزه با کاهش ماهیان استخوانی و غضروفی، صید تنها برخی از گونه ماهیان و به صورت تفننی صورت می‌گیرد.شهرستان لنگرود در مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۵۶ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۱۹ درجه عرض شمالی از خط استوا و ۴۹ درجگه و ۱۶ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۵۰ دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبدا در شرق استان گیلان واقع شده است و از شمال به دریالی خزر ، از شمال شرقی به شهرستان رودسر ، از جنوب به املش و از جنوب غربی به سیاهکل و از شمال غربی به لاهیجان محدود می شود و مساحت آن ۲۰۶/۴۳۰ کیلومتر مربع می باشد . این شهرستان دارای دو ناحیه عمده جغرافیای جلگه ای و کوهستانی است . در ناحیه کوهستانی محدوده های کوهپایه ای ، جنگلی و مرتعی در ارتفاعات به چشم می خورد مهمترین رودخانه جاری در شهرستان لنگرود ( شلمانرود ) است . شهرستان لنگرود در سال ۱۳۳۶ از لاهیجان مجزا و شهرستانی مستقل گردید که شامل سه بخش : مرکزی ، اطاقور ، کومله ، هفت دهستان ، اطاقور ، لات لیل ، دریاسر ، مریدان ، چاف ، دیوشل و گل سفید و نیز ۲۱۹ آیادی بوده که ۵ آبادی خالی از سکنه بود . جمعیت این شهرستان ۱۳۶۵۷۵ نفر است بود که ۱/۲۹ درصد شاغلین آن در بخش کشاورزی ، ۲/۳۳ در صد در بخش خدمات فعال بودند. لنگرود قدمت تاریخی زیادری دارد و نام آن ۹۰۰ سال قبل ( ۵۱۲ هجری قمری ) در کتب تاریخی آمده است . بافت قومي مردم گيلك و به زبان گيلكي با لهجه بيه پس تكلم مي كند . از نوشته هاي تاريخي چنين استنباط مي شود كه زمين هاي اطراف لنگرود باتلاقي بوده و ساخت و ساز را دچار مشكل مي نمود .اما به مرور زمان و توسعه تجارت در گيلان لنگرود هم رونق يافته و در زمينه كشاورزي خصوصا كشت كنف از شهرهاي مهم محسوب گرديده ،همچنين در زمينه صنعت داراي صنايع فلزي از جمله تفنگ سازي (شكاري)بوده كه به علت مرغوبيت و كيفيت خريداران زيادي داشته است .
شهر لنگرود در گذشته مانند شهرهاي گيلان از خانه هاي پراكنده اي بين مزارع و توتستان و بيشه ها تشكيل مي شد كه بتدريج فاصله خانه ها كمتر شد و كوي هايي به وجود آمد .
كشاورزي در لنگرود همچون ديگر مناطق استان گيلان از رونق بر خوردار بوده و از محصولات عمده آن :انواع برنج،چاي و صيفي جات را مي توان نام برد .صيد ماهي نيز از ديگر فعاليتهاي رايج اين شهرستان مي باشد . یاد آوری می شود بخش لنگرود در سال ۱۳۱۶ تاسیس شد و در تابعیت شهرستان رشت قرار گرفت ، در فروردین ماه ۱۳۲۰ این بخش از شهرستان رشت منتزع گردید و به تابعیت شهرستان شهسوار ( تنکابن فعلی ) در آمد تابعیت بخش لنگرود از شهرستان شهسوار بیش از چند ماهی دوام نداشت ، چنانکه در آذرماه سال ۱۳۲۰ از شهرستان شهسوار منتزع و مجددا" در تابعیت شهرستان رشت قرار گرفت . در تیر ماه سال ۱۳32 ، همزمان با ایجاد و تاسیس شهرستان لاهیجان بخش لنگرود به انضمام بخش رودسر از شهرستان رشت منتزع شد و به شهرستان جدیدالتاسیس لاهیجان پیوست ، در شهریور ما سال ۱۳۳۸ ، بخش لنگرود و با کلیه روستاهای تابعه از شهرستان لاهیجان جدا و به سطح شهرستان ارتقاء یافت که در تابعیت استان یکم قرار داشت در شهریور ماه ۱۳۴۵ ، روستای شلمان از شهرستان رودسر منتزع شد و به شهرستان لنگرود پیوست و در دی ماه ۱۳۶۶تعداد ۶ دهستان در شهرستان لنگرود ایجاد و تاسیس شد. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

مطالب قدیمی‌تر