شلمانرود رازي در دل دارد

پایگاه اطلاع رسانی شلمانرود ( لنگرود ) ( http://shalmanroud.blogfa.com )

مشاور املاك خانه سبز اطاقور ( معتمد محلي )

اگر به دنبال خرید ملک در اطاقور با شرايط پرداختی مناسب و در قصد سرمایه گذاری هستید با ما تماس بگیرید.

 09300837091

مشاور املاك خانه سبز اطاقور به 

 مديريت آقايان ابيضي و آقاجانزاده

 

اگر به دنبال خرید ملک در اطاقور با شرايط پرداختی مناسب و در قصد سرمایه گذاری
هستید با ما تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

آغاز بازي مجدد ؟! ...

مدير سايت شلمانرود رازي در دل دارد  :  ( تهران ، لنگرود ، شلمان )

مدير سايت شلمانرود با شما سخن مي گويد : (  تهران ، لنگرود ، كومله ، چهار راه ، اطاقور ، ليل )

  
 
 
 کاندیدای نمایندگی مجلس (( سايت بي طرف و آزاد نگر )) ( مدافع مردم ) و تاثير گذار ؟
 
 

  سعي كنيد عادلانه قضاوت كنيد و به همه كانديداها احترام بگذاريد .

سه شهر لنگرود و ۱۵۳ آبادي شهرستان ،  اهدافي كه سالهاست نویسنده مردمی دنبال مي كند و به خواسته تک تک عشاقان نیازمند و زحمت کش ديار خود ( کشاورز ، پيله ور ،  صیاد ، بازاری ، کارگر ) توجه وافر داشته و تمام زندگیش را جهت خدمت به مردم ثابت کرده است .  دغدغه او مشکلات قشر فهیم تحصیل کرده های دانشگاهی و بیکار است و عدم رونق فعالیتهای ورزشی در شهرستان لنگرود ديگر نياز مبرم وي ...

نويسنده دردي براي گفتن دارد ! 

نويسنده مسئول و با ايمان دردي و انگيزه اي براي نوشتن دارد و هدفي عالي و والا را در نوشته خود دنبال مي كند و هرگز از جاده حق و حقيقت دور نمي شود و قلم خود را به چيزهاي بي اررشي مانند پول و جاه و مقام نمي فروشد و به غرض و كينه و حسد نمي الايد و مطامع شخصي را برمصالح و منافع عمومي و ميهني بر نمي گزيند با توجه به زخم ريشه دوانده يك جسم بي مقدار ، نه مي توان سكوت اختيار كرد و نه حمايت بي مورد را در كتمان همگان مخفي نمود. ريشه را بايد يافت ، درد را يايد شناخت و سكوت را بايد شكست .

منتظر تائید و صلاحیت نمایندگان باشید ، مقام و منزلت والای خود را ارزان از دست ندهید و بدون اطلاع ،  زیر پرچم بیگانه سرو سینه نزنید كه باعث ننگ و بدنامي است .  ادامه دارد. ...

 شلماني  : هر رأی می‌تواند در تعیین سرنوشت انتخابات و در ادامه، در تعیین سرنوشت یک طرح و لایحه مؤثر باشد؛ زیرا این یک یک آرای ماست که به نفع کاندیداها خوانده می شود و در نهایت یکی از آنان که بیشترین آرا به نام او نوشته شد، به عنوان منتخب مردم منطقه به مجلس راه می یابد و این تک تک آرای نمایندگانی که همه ما انتخاب کرده ایم است که در رد یا تصویب یک طرح یا لایحه شمارش می شود و در نهایت با تصویب یا رد آن طرح، زندگی ما بدان پیوند می خورد؛ بنابراین، با به یاد داشتن این ضرب المثل ها که «قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود» و «از ماست که برماست»، اهمیت رأی خود را بدانیم.

 در رأی دادن، رضای خداوند را در نظر داشته باشیم  

شلماني  : همان گونه که از نمایندگان می خواهیم خدا و قیامت را به یاد داشته باشند و برای رضای خداوند کار کنند، خود نیز رضایت خداوند را در انتخاب کاندیدای مورد نظر در «دل» داشته باشیم و ملاک رأی دادن خود را تعلقات طایفه ای یا شهری در نظر نگیریم در انتخاب وكلاي خود رضاي حق را بر رضاي خود مقدم داريم.

 ملی بیندیشیم! 


شلماني   : به دلیل منطقه ای بودن انتخاب نمایندگان مجلس، متأسفانه برخی به این اشتباه افتاده اند که باید نماینده ای انتخاب کنند که سهم بیشتری از بودجه کشور را به منطقه آنان سرازیر کند و بدبختانه برخی از کاندیداها نیز بر این باور غلط بساط جمع آوری آرای خود را پهن می کنند ؛ در حالی که اولاً فقط نماینده آنها در تصویب بودجه دخبل نیست، بلکه کارشناسان هیأت دولت و همه نمایندگان مجلس در تعیین چگونگی توزیع بودجه مؤثرند؛ ثانیاً اگر درآمد کشور افزایش نیابد، سهم بیشتر منطقه آنان از کجا می آید؟ و ثالثاً آیا شایسته است که سهم زنان و مردان و دختران و پسران شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ، به امید اندکی رفاه زحمت کشیده اند را برای ساختن و آباد کردن منطقه خود بخواهیم؟! آیا می توان در بخشی از کشور تورم داشت و در بخش دیگری در رفاه زیست؟
پس در انتخاب نماینده به «ایران» بیندیشیم! ایرانی بهتر برای همه ایرانیان! و بر این اساس، نماینده شایسته خود در مجلس شورای اسلامی را انتخاب کنیم.

 مغلوب و مقهور تبلیغات نشویم! 

شلماني  : در انتخابات، کاندیداهای متعدد با شهرت و توانایی‌های تبلیغاتی مختلف به رقابت با یکدیگر می‌پردازند و سعی می کنند تا با جلب توجه مردم، آرای آنان را به نام خود کنند. طرح های گرافیکی رنگارنگ، شعارهای گوناگون و جذاب، توزیع بروشورهای حاوی زندگی و سوابق علمی ـ شغلی کاندیداها و وعده های انتخاباتی، پخش هدایای تبلیغاتی و اخیراً تبلیغات تصویری در رسانه های مداربسته بخش خصوصی و سایت ها از مهمترین روش های تبلیغات کاندیداهاست. روشن است که هر کاندیدا با تبلیغات خود، قصد دارد تا به ما بقبولاند که «او» فرد شایسته برای ورود به مجلس است؛ اما در لا به لای این حجم عظیم تبلیغات، این ماییم که باید مقهور نشویم و کسی را که شایسته نمایندگی ما در مجلس شورای اسلامی است، انتخاب کنیم.
در پایان با ذکر برخی شیوه ها و ادعاهای رایج کاندیداها در تبلیغات، پیشاپیش تأمل در آنها، شناخت واقعیت و انتخاب کاندیدای اصلح را مورد تأکید قرار می دهیم. 


ادعای از طبقه متوسط :

 


* ذکر نسب خانوادگی:  

شلماني  :  برادر، فرزند، نواده یا عروس یا داماد شهید یا یک شخصیت مشهور دینی، علمی، فرهنگی یا سیاسی بودن از جمله تبلیغاتی است که برخی از کاندیداها در تبلیغات خود از آن استفاده می کنند. این نسبت هر چند می تواند نشانه مقبولیت اجتماعی فرد باشد، نباید ما را از ملاکهای فردی وی غافل کند؛ زیرا از فضل پدر، پسر چه حاصل! ملاک ما برای انتخاب وی برای نمایندگی مجلس، باید حسن شهرت خود او و توانایی ها و شایستگی های فردی وی باشد. 


سوابق شغلی متعدد

شلماني  :  برخی از کاندیداها با ذکر سوابق شغلی بسیار برای خود، آن را نشانه تخصص و توانایی خود معرفی می کنند که این مسأله نیز جای تأمل دارد؛ اگر این سوابق شغلی، «دراز مدت»، «در حوزه تخصصی فرد»، «به سوی مسئولیت های مهم تر و بالاتر» و «با موفقیت چشمگیر» باشد، نشانه توانایی و کفایت وی است؛ اما اگر شغل های پی در پی وی، «در حوزه های گوناگون و بدون ارتباط با تخصص وی»، «کوتاه مدت»، «با فراز و نشیب» و «بدون دستاورد خاص» باشد، مزیت محسوب نمی شود.

مستقل یا حزبی بودن:  

شلماني  : همه کاندیداها در سه دسته «مستقل»، «مورد حمایت گروه ها» و «عضو حزب » جای می گیرند و هر یک به نوعی سعی می کنند این موضوع را به عنوان یک مزیت تبلیغ نمایند؛ در حالی که هیچ یک از این سه موضوع به خودی خود مزیت نیست و باید به شاخص های دیگر نگریست:
«عضو حزب بودن» بنا بر آیه شریفه «يدالله مع الجماعة» عاملی مثبت است، به شرط آن که هدف حزب از رسیدن به قدرت، تأمین منافع ملت باشد و این کاندیدا نیز در انسجام، برنامه ریزی و اداره آن حزب تأثیرگذار و از نظر تعهدات ملی وفادار باشد.
«مورد حمایت گروه ها بودن» در صورتی مزیت است که این حمایت به خاطر طرح ها و برنامه های ارائه شده از سوی کاندیدا، حمایت وی از اهداف قانونی گروه یا عضویت وی در آن باشد.
«مستقل بودن» نیز به سابقه و رویکرد کاندیدا بستگی دارد؛ اگر کاندیدایی پس از سال ها فعالیت در گروه ها و احزاب و به رغم تمایل به عضویت در حزب و جناح یا جلب حمایت گروه ها، موفقیتی در آن حاصل نکرد، و از روی ناچاری به صورت مستقل واردِ انتخابات شد؛ مستقل بودن نشانه مقبولیت کمتر وی نسبت به رقبای درون گروهی یا درون حزبی است؛ اما اگر کاندیدایی سرشناس، مشهور و موفق به دلیل پافشاری بر دیدگاه هایی که بدان اعتقاد دارد، حضور در لیست انتخاباتی احزاب یا حمایت مالی افراد و گروه ها را نپذیرفت، مستقل بودن نشانه استواری و پایبندی او به تعهدات اخلاقی، ارزشی و ملی است. ضمن این که باید اذعان کرد اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهای جوان، به رغم برخورداری از ملاک های یک نماینده شایسته، در گروه ها، جناح ها و احزاب پذیرفته نمی شوند و با داشته های فردی خود به مردم روی می آورند. 

 * شعار: 

شلماني  :  شعار به دلیل برقراری رابطه سریع ذهنی بین کاندیدا و رأی دهندگان به جزء ضروری تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده است؛ اما مـتأسفانه در هیاهوی تبلیغات، اساس آن که طرح و برنامه است، فراموش شده و تنها شعارهای کلی و ابتر مطرح می شود. شعار صحیح آن است که برای رسیدن به آن طرح هایی تدوین شده و عملی و مفید بودن آن طرح ها ارزیابی شده و برای رسیدن به آن برنامه ریزی شده باشد. 

وعده های انتخاباتی:  

شلماني  : نکته دیگری است که در تبلیغات ناصحیح به کار برده می شود. قول های فراوان برخی کاندیداها، بويژه در حوزه های انتخاباتی کوچک نشانه ای است از این شیوه نادرست تبلیغاتی که اگر از حد بگذرد، در حقیقت نشان دهنده فریب مردم است؛ زیرا در ابتدای امر این سؤال مطرح می شود که آیا کاندیدایی که به هر روستاو آبادی و محله قول انجام یک کار می دهد، این قول های فراوان را چند روزِ دیگر به یاد خواهد داشت؛ چه رسد به این که بعد از نماینده شدن بتواند به آن عمل کند!؟
 «در شناخت نامزدها، نبايد تبليغات رنگين و متنوع و يا وعده هاي بزرگ و غيرعملي عمران و آباداني را ملاك قرار داد؛ چرا كه اين گونه كارها وظيفه دولت است و وظيفه نماينده مجلس شناخت و تصويب قوانين مورد نياز و مشخص كردن مسير حركت قواي مجريه و قضاييه است.» (1)

احراز چند شغل: یکی دیگر از شیوه های تبلیغاتی مرسوم کاندیداها، ذکر چند مقام و مسئولیت به عنوان «شغل های فعلی» است. با توجه به اهمیت مسئولیت نمایندگی مجلس ـ که به تنهایی وقت بسیاری می طلبد ـ چند شغل دیگر داشتن نه تنها مزیت نیست، بلکه در صورت تداوم این شغل ها در دوره نمایندگی، فرد را از انجام وظیفه نمایندگی بازمی دارد؛ زیرا به گفته خواجه نظام الملک توسی در سیاستنامه: «کسی که به دو کار مشغول باشد، پیوسته یک کار ناکرده آید یا هر دو کار».  
شلماني  : ساده زیست بودن یا مستقل از احزاب و گروه های ذی نفوذ: اگر کاندیدایی با تبلیغات «بسیار پرهزینه»، خود را این گونه معرفی کند، مصداق این ضرب المثل است: «قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را»؟! اما اگر این ادعا حقیقت داشته باشد، مصداق ملاک های هشتم و نهم کاندیدای شایسته است، اما به تنهایی مزیتی برای اثبات شایستگی نیست و باید ملاک های دیگر را نیز در او یافت.  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

جهت رونق بازار و توسعه شهر اطاقور ( شهري سرسبز براي سرمايه گذاري )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

مشاور املاك خانه سبز اطاقور ...

مشاور املاك خانه سبز اطاقور به 

 مديريت آقايان ابيضي و آقاجانزاده

 

اگر به دنبال خرید ملک در اطاقور با شرايط پرداختی مناسب و در قصد سرمایه گذاری
هستید با ما تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

داشتن اخلاق حسنه ، بهترين سرمايه بشري است مخصوصا" براي كسب و كار

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

از سايت اصلي شلمان نيوز استفاده كنيد . ( shalmannews.blogfa.com )

باید به مردم خدمت کرد ، شاید فردائی نباشد !

 ( shalmannews.blogfa.com )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

رافائل و میکل آنژ

 

 

يكي از صبح هاي بهار 1356 بود . موج ها ي دريا بوق بلند و غريبي را به گوش اهالي شهر بوشهر مي رساند. مردمان بندر بوشهر وقتي از پنجره ي خانه هاي بافت قديم به بيرون نگاه انداختند حيرت زده ، غول سفيد و باشكوهي را ديدند كه به ساحل بوشهر نزديك مي شد.

كسي خبر نداشت كه اين كشتي بزرگ و سفيد كه تراكم دود از دودكش هاي عقبش به هوا بر مي خاست و بدنه اش اين چنين سفيد و درخشان بود ، قرار است سال ها مهمان ذهن وجان مردمان اين شهر شود . بوشهري ها كه تا به حال كشتي هاي زيادي را ديده بودند فوج فوج مي آمدند ، در ساحل جمع مي شدند و با اشتياق اين كشتي زيبا را مي ديدند و با زمينه اي از اين كشتي عكس مي گرفتند.

  اين يكي با بقيه ي كشتي ها فرق داشت . كاخي شناور و مدرن در كنار شهر و مردمان بوشهر لنگر انداخته بود و زيبايي هاي فوق مدرنش را به رخ قديمي و سنتي شهري مي كشيد كه دوران واپسين پادشاهي پهلوي دوم را از سر مي گذراند. شاهي كه در اين شهر كوچك و ساحلي، انبوهي از روياهاي جاه طلبانه و بلندپروازانه اش را گردهم جمع كرده بود. از نيروگاه اتمي تا فانتوم هاي فوق مدرن اف -14 و پايگاه دريايي ارتش و خانه هاي شيك سازماني ارتش كه اسراييلي ها در قالب شركت "هديش" مي ساختندشان ... از استانداري بوشهر به دربار محمدرضا شاه تلگراف زدند . وزير دربار وقت ، اسداله علم صبحگاه اصلاح كرده و اتوكشيده ، خوشحال بود كه مي تواند خبر خوشي را براي شاه ببرد . گره ي كراواتش را صاف كرد ، وارد شد ، تعظيمي كرده و دست شاه را بوسيد و گفت: « چشم تان روشن! اعلي حضرت كشتي ايتاليايي هم كه خريد فرموده بوديد به بوشهر صحيح و سالم رسيده،مبارك است!» برق شادي در چشم هاي شاه موج زد. به روي خودش نياورد و با تبختري شاهانه به علم گفت : « خيلي هم خوب ! خبر داشتم ... دستور داديم آن يكي هم در بندرعباس باشدش براي سربازان ...

در ذهن مردم همه ي شهرها پاره اي چيزها هستند كه تبديل به يك «خاطره ي جمعي» شده اند . اين چيزها مي تواند اشيايي در دسترس باشند و يا حوادث در دوردست .اين ماجرا وقتي مي تواند نمود بيشتري داشته باشد كه همزمان شده باشد با پيدايش مظاهر دنياي جديد و ابزار و اشياي مدرنيزاسيون . به ناگاه مي بيني كه در حافظه ي شهر تهران يك عالمه خاطره تلنبار شده است . از ماشين دودي و سينماتوغراف تا لاله زار و كافه نادري و تماشاخانه ها و مسجد بازار و بين الحرمين ... بوشهر نيز پر از اين يادها و خاطره هاست كه ديگر نماد شده اند و اگر كسي بخواهد نشانه شناسي و دال و مدلول سكنه ي اين بندر را بيرون بكشد خوب و راحت مي تواند از همين ها خيلي چيزها را دريابد . از سينماي محمد غوص تا كنسولخونه بريتانيا و زمين تنيس و عمارت كلاه فرنگي و مزار آل عصفور و فانوس دريايي و طاق خوني و عمارت حاج رييس تا گداخانه و عمارت هاي تنگك و مساجد چهار محل و كليساها . هر كدام از اين ها در بخشي از ضمير ناخودآگاه مردم اين شهر قرار گرفته و به ناگاه رخ نشان مي دهد و در وقت و بي وقت ، يا بهانه اي براي توسعه مي شوند ويا مانعي براي توسعه اين شهر! اما يكي از اين نام ها كه به شكل حيرت انگيزي هميشه با بوشهري ها كه دهه ي پنجاه شمسي را در اين شهر تجربه كرده اند همراه بوده است. نام يك كشتي : رافائل. كشتي اي كه آنها كه ديده اندش با حسرت يادش مي كنند و آنهايي هم كه نديده اندش در پي اين هستند كه حكايتش چه بوده است. اين كشتي كه مي گويند مردم شهر شبانه و روزانه ،به دريا مي زدند و از دل آب و از ميان پاره هاي آهن و فولاد و چوب ،قاشق و چنگال نقره و ظروف مطلّا بيرون مي آورند و فيلم هاي فيلم خانه اش را مي بردند از كجا سرو كله اش پيدا شده بود ...

 

سرگذشت كشتي رافائل در اين شهر در ميان كلافي از افسانه هاي شنيدني پيچ و تاب مي خورد. اينكه چطور شد به ناگاه در صبحي سپيدرنگ به مانند غولي زيبا در كنار ساحل بوشهر ظاهر شود ، از كجا آمده بود و عاقبتش چه شد و چرا مي گويند براي شهر شگون نداشت... اميدوارم آنچه كه در ادامه مي آيد بتواند ورقي از اين كتاب «افسانه هاي رافائل» بكاهد. چرا كه زمانه ،روزگاري است كه هر چه كمتر افسانه بشنويم بهتر ومنطقي تر زندگي مي كنيم و بيشتر رفتارهاي مدني از خود نشان مي دهيم هر چند كه هيچگاه آتش خنياگران افسانه سرا خاموشي ندارد و عطش ما براي شنيدنشان نيز همچنين... تولد در دهه ي چهل و پنجاه ميلادي ، با وجودي كه هواپيماهاي مسافربري، مسير اقيانوس آتلانتيك را به خوبي و به سرعت طي مي كردند اما در اروپا ايتاليايي ها كه نمي خواستند شكست و ضعف خود را در صنعت حمل و نقل هوايي پذيرا شوند ، به تقويت صنعت دريانوردي خويش پرداختند به همين دليل مديران ارشد دريانوردي ايتاليا دستور ساخت دو شاهكار را صادر كردند. شاهكارهايي كه پشتوانه اش دولت ايتاليا بود و چيزي نگذشت كه به يك پروژه ي ملي تبديل شد.

 

نخستين طرح كشتي هاي «ميكل آنژ» و «رافائل» در سال 1958 ميلادي كشيده شد. قرار بود هنر تاريخي طراحي ايتاليايي ها با هنر و صنعت مهندسي كشتي سازي آن زمان در هم ممزوج شود و دو شناور بزرگ را ايجاد كند . طراحي ها در ابتدا، دو كشتي را با بدنه ي سياه رنگ و دو دودكش بزرگ سفيد نشان مي داد.اما برخلاف ديدگاه سنتي كشتي سازان ايتاليايي، طراح اين پروژه تصميم به طراحي يك كشتي مدرن گرفت.بنابراين دوباره تيم طراحان دست به كار شدند و كشتي اي را با بدنه ي سفيد همراه با دو دودكش بزرگ مشبك به سرپرستي پرفسور "موتورينو" استاد دانشگاه پلي تكنيك تورينو طراحي كردند. طراحي غريب و بي سابقه اي شده بود. در 16 سپتامبر 1962 (یکشنبه 25 شهريور 1341) ابتدا كليد ساخت خواهر كوچكتر ، كشتي ميكل آنژ زده شد.پنج ماه بعد ساخت جفت بزرگتر اين كشتي آغاز شد و رافائل نيز رخ نشان داد.سه سال بعد در 1965 (1344 ش) بود كه كشتي ميكل آنژ به آب انداخته شد و سفر خود را ميان بندر جنوا و نيويورك آغاز كرد.

كمي بعد هم رافائل به طول 276 متر و عرض 31 متر ساخته شد. رافائل را از همان ابتدا بسيار بزرگتر و مجلل تر ساخته بودند و فقط در درياي مديترانه به سفرهاي دريايي فرستاده مي شد. كمي بعد اين كشتي گرانبها نيز ميان جنوا و نيويورك سفرهاي عظيم درياي اش را با 1775 نفر مسافر آغاز كرد. امكانات امكاناتي كه در رافائل و ميكل آنژ تعبيه شده بود حيرت انگيز بود . در كشتي رافائل 850 خروجي راديو تلفني، 6 استخر شنا، 750 كابين، 18 آسانسور، 30 سالن اجتماعات، تالار نمايشي با 500 صندلي و باشگاه هاي ژيمناستيك و پرورش قواي جسماني و... ساخته شده بود. اما بايد به چيزي اعتراف كرد و آن اين بود كه اين دو خواهر زيبارو و پرجاه و جلال، هيچگاه نتوانستند حتي ليره اي براي خطوط دريايي كشتيراني ايتاليا منفعت به دست بياورند! چرا كه با وجود استقبال زيادي كه از اين دو كشتي مي شد ، هزينه هاي سنگين نگهداري آنها ديگر جايي را براي منفعت باقي نمي گذاشت .هر چند كسي نمي تواند اين نكته را ناديده بگيرد كه ايتاليا با اسم و شهرتي كه بخاطر دارا بودن اين دو كشتي در دنيا صاحب شده بود، دستگاه تبليغاتي خوبي را براي خودش ايجاد كرده بود .

 

در واقع ايتاليايي ها در گرماگرم مسابقه ي ساخت تجهيزات و توربين ها و موتورهاي غول پيكري كه بويينگ ها را به هوا مي فرستاد ، با اين دو كشتي نشان مي دادند كه آنها نيز قادرند پابه پاي ساير اروپايي ها در صنعت جايگاهي داشته باشند و كشتي هاي درجه يكي را براي استفاده طبقه ي مرفه دنيا توليد كنند. اتاق هاي خواب و سالن هاي تشريفات رافائل بي نهايت لوكش و شيك بودند. حداقل در هر كابين يك حمام و توالت شيك و لوكس كه با مرمرهاي ايتاليايي تزيين شده بود وجود داشت . همانطور كه گفته شد در روي هر كشتي شش استخر ، سه تا براي بزرگسالان و سه تا براي كودكان ساخته شده بود.سالن تفريحاتي هم ساخته شده بود كه مخاطبين به محض ورود به آن ، با چلچراغ هاي غول آساي كريستال بسيار گرانقيمتي مواجه مي شدند .در كنار اين ها دو سالن نمايش بزرگ هم ايجاد شده بود كه در هر كدام دو تلويزيون بزرگ قرار داده بودند . اين رافائل كه چنين امكانات افسانه اي داشت بارها در دنيا به دلايل مختلف رسانه اي شد. از جمله در سال 1966 يك زن ثروتمند دو ماشين شيك و گرانقيمتش را روي عرشه ي بزرگ و وسيع كشتي آورد و در آنجا يك كورس مسابقه برگزار كرد.

  در سال 1970 هم يك كارگردان ايتاليايي قسمتي از يك فيلم سينمايي اش را در اين كشتي تهيه و ضبط كرد. بعدها در همين سال بود كه به درخواست عده اي از مسافرين قسمتي از سالن بزرگ نمايش كشتي تبديل به زمين بازي اسكيت روي يخ شد. هر چند كه سال 1970 (1349 ش) رافائل با يك نفتكش نروژي در اقيانوس تصادف كرد و به قول ايتاليايي ها كشتي شان چشم زخم خورد! بدبياري و بحران گفته شد كه هيچكدام از دو كشتي ميكل آنژ و رافائل براي مالكينش توليد پول و ثروت نمي كردند و دولت ايتاليا با سوبسيد بالايي اين دو كشتي پرخرج را زنده نگاه مي داشت.

در واقع دولت ايتاليا براي هر مسافر رافائل 700 دلار سوبسيد پرداخت مي كرد. رافائل با اينكه نُه سال بعد در سفرهاي دريايي در اقيانوس هاي ديگر هم مورد استفاده قرار گرفت اما باز هم هزينه هاي گزاف و سرسام آورش به مانند خواهر دو قلويش ،ميكل آنژ اجازه نمي داد كه اين كشتي به سوددهي برسد. بحران نفت در 1974 (1354 ش) ، باعث افزايش 217 درصدي(!) هزينه هاي كشتي براي دولت ايتاليا شد . روزنامه هاي ايتاليايي آغاز به انتقاد كردند و نوشتند كه چرا بايد پول ماليات دهندگان ايتاليايي براي «زنده نگاه داشتن خاطرات دوران عهد عتيق و رمانتيك بازي دولت» به اين شكل هزينه شود. با فشار پياپي مطبوعات بالاخره دولت ايتاليا در 1975 اعلان كرد كه قادر نيست كه براي حفظ اين دو كشتي روزانه 100 ميليون ليره پرداخت كند. در بهار 1975 بود كه دولت ايتاليا رسما اعلام كرد كه خطوط كشتيراني ايتاليا نمي تواند كمك هاي دولت را دريافت كند. اين سخن به معناي مرگ اين دو خواهر بود. در21 آوريل 1975(دوشنبه 1 ارديبهشت 1354) رافائل براي آخرين بار بدون هيچ تشريفاتي ،غمگينانه بندر نيويورك را به سمت ايتاليا ترك كرد.

در 30 آوريل هم براي آخرين باردر بندر جنوا لنگر انداخت و بعد از 113 بار سفر دريايي به نيويورك از حركت كناره گرفت .   سه ماه بعد هم ميكل آنژ به او در بندر كم رونقي به نام لاسپيزا پيوست و هر دو درآنجا به خاموشي فرو رفتند . در 1976 (تابستان 1355)صاحب شركتي آمريكايي به نام «هوم لاين» حاضر شد در قبال خريد اين دو كشتي مبلغ خوبي را بپردازد اما به شرطي كه دولت ايتاليا اجازه بدهد اين دو كشتي در همان مسير ايتاليا ،نيويورك سفر كند و از خدمه هاي ايتاليايي استفاده شود .اما شركت خطوط درياي ايتاليا از آنجايي كه نمي خواست بار ديگر مورد انتقاد رسانه هاياني كشور قرار بگيرد كه چرا باز اين دو كشتي در ايتاليا به حركت در آمدند ، به اين پيشنهاد توجه نكرد و اعلام كرد كه اين دو كشتي را مي خواهد به بيرون كشور بفرستد. يك خريد عجيب اما چيزي نگذشت كه سروكله ي خريدار دوم در پاييز سال 1976 (پاييز 1355) پيداشد: شاه ايران، محمد رضا شاه پهلوي؛ مردي كه بلندپروازي هايش در دنيا معروف شده بود و همه مي دانستند كه با ثروت افسانه اي كه از پول فروش نفت در خزانه ايران جمع شده ، او خريدار دست به نقد تمامي تسليحات و امكانات نظامي و مدرن دنياست. بي دليل نبود كه شاه ايران به نام « امپراطور نفت» تصويرش روي جلد مجله ي معتبر تايم منتشر شده بود . اين شاه مغرور كه خبر نداشت كه كمتر از دو سال ديگر سلطنتش برچيده خواهد شد، به طرف ايتاليايي اعلام كرد كه مي خواهد اين دو كشتي را بخرد تا آنها را به محلي تبديل كند كه كارگران شركت نفت ، پرسنل نيروي دريايي و كارآموزان ارتش ايران در آنجا و در ايام تعطيلات و مرخصي شان استراحت كنند. خطوط دريايي ايتاليا مانعي در اين معامله مشاهده نكرد .مهم اين بود كه كشتي از ايتاليا بيرون مي رفت و جنجال معترضين خاموش مي شد.بالاخره در آذر ماه 1355 كشتي ها به ايران فروخته شد .

 

 به نظر مي رسيد ايران معامله ي خوبي با ايتاليايي ها كرد . رافائل در سال 1965 تا 90 ميليون دلار نيز قيمت گذاري شده بود اما ايتاليايي ها از سرناچاري و اجبار و شرايط بحراني اقتصادي شان، ده سال بعد رافائل و ميكل آنژ را كه حدود 45 ميليون دلار قيمت واقعي داشتند هر كدام به مبلغ دو ميليون دلار به ايران فروختند! باا ينكه گفته مي شود دلالان ايراني/ ايتاليايي هم در اين معامله عجيب نقش خود را براي ارزان خريدن اين كشتي خوب ايفا كردند اما مي گويند كه ايتاليايي ها قول كمك ومساعدت مالي زيادي از شاه ايران براي عبور ازبحران مالي شان گرفتند . هنوز كه هنوز است ايتاليايي ها و مورخان شان دولت و مسئولانشان را به خاطر اين معامله ي عجيب كه اين كشتي ها را به ثمن بخس به ايران فروختند تمسخر مي كنند. در واقع برنده ي واقعي اين معامله ايراني ها بودند كه اين دو جواهر اقيانوس پيما را به بهترين قيمت از خطوط بين المللي بيرون كشيدند و از آن ايران كردند. ورود به خليج فارس معروف است روزي كه قرار بود رافائل و ميكل آنژ ايتاليا را براي هميشه ترك كنند عده ي زيادي از مردم ايتاليا در بندر جنوا جمع شده بودند و با چشم گريان با كشتي ها وداع كردند.در بهار 56 بود كه دوخواهر زيباي دوقلو قدم به آب هاي گرم خليج فارس گذاشتند . اين دو كشتي به محض ورود به آب هاي خليج فارس از يكديگر جدا شدند .

 

ميكل آنژ در بندر عباس لنگر انداخت و رافائل ، اين كاخ شناور با 50 خدمه ي ايتاليايي و با افزايش ظرفيت در حد سكناي 1800 نفر در بندر بوشهر پهلو گرفت . به محض ورود رافائل به بوشهر ، مردم شهر دسته دسته به ديدار مهمان جديد و چشم نوازشان مي آمدند و با آن عكس مي گرفتند و ساعت ها در كنارش مي نشستند وتماشايش مي كردند. كسي اجازه ي حضور در آن نداشت تا وضعيت كشتي دقيقا اعلام شود . دقيقا كسي نمي دانست كه حضور اين كشتي به چه دليل در بوشهر رقم خورده است. در سال1978 به شاه پيشنهاد شد كه از اين كشتي استفاده تجاري نيز بشود و آن را براي مسافرين ثروتمند و اشراف منش ايراني و خارجي بازسازي كرده و به سفرهاي دريايي گسيل داشته و با كاهش ظرفيتش به 1300نفر براي كشور يك منبع درآمد ايجاد كنند . شاه پذيرفت . زوال هيئتي كه بدين منظور از ايتاليا براي انجام و بررسي اين كار آمده بود بلافاصله متوجه وضعيت نامطلوب كشتي شد. بدنه ي كشتي به شدت در همان يكسال پهلوگرفتن و كار نكردن و تعطيلي تاسيسات كشتي، بر اثر ميزان بالاي رطوبت و رسوبات آب دريا زنگ زده و تخريب شده بود.

 چوب هاي عرشه ي مجلل كشتي توسط آفتاب داغ و سوزان بندر بوشهر تغيير حالت داده و دفرمه شده بود و از همه وحشتناك تر موش هاي بندر بوشهر بودند كه در داخل كشتي به شكل ديوانه واري زياد شده و از درون كشتي را جويده و پوسانده بودند. با سقوط سلطنت محمدرضا شاه پهلوي و پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و تغيير شرايط قراردادها و جامعه ،خدمه ها و نيروهاي ايتاليايي كشتي كه نقش مهمي در نگهداري و حفظ تاسيسات كشتي داشتند رافائل را رها كرده و به ايتاليا بازگشتند. اين باعث شد كه روز به روز وضعيت تاسيسات و ظاهر كشتي نامطلوب تر شده و عده اي از اين فضا استفاده كرده و دست به تاراج اموال عمومي كشتي بزنند.اوضاع عجيبي شده بود .

   از آن قصر سفيد كمتر نور شكوه و آبادي به چشم مي خورد. به نظر مي رسيد رافائل در كنار ساحل بوشهر رها شده تا به صورت يك آهن قراضه فروخته شود. زمزمه هايي نيز شنيده مي شد كه قرار است اين كشتي توسط واسطه هاي غير ايتالياتي به ايتاليا بازگرداند شود. مرگ در سال 1362 تصميماتي براي بازگرداندن رافائل و ميكل آنژ به سفرهاي دريايي گرفته شد اما هنوز اين تصميم عملي نشده بود كه در روز پنجشنبه 26 آبان 1362 هواپيماهاي عراقي بالاخره در گرماگرم بمباران خارگ و بوشهر آن را هدف موشك قرار داده و به آن آسيب جدي وارد كردند به حدي كه رافائل تا نيمه در آب هاي كم عمق ساحلي لنگرگاه بوشهر فرورفت. چيزي نگذشت كه يك كشتي باري به نام «ايران سلام» (ايران سيام) ناگهان به صورت اتفاقي با آن برخورد كرد و به بدنه اش آسيب جدي رساند و كاري را كه هواپيماهاي عراقي آغازش كرده بودند تمام كرد؛ رافائل كاملا در اعماق خليج فارس غرق شد و آن گاه مورد هجوم بيشتر عده اي ازغواصان محلي واقع شد . عده اي از اين افراد كه خبر از گنجينه هاي درون كشتي داشتند، آثار گرانبها و هنري اي كه هنوز در كابين ها و سالن اجتماعات كشتي و رستوران هايش باقي مانده بود را به يغما بردند.بدين ترتيب كشتي اقيانوس پيماي رافائل بيشتر از هفت سال نتوانست در كنار سواحل جنوبي ايران دوام بياورد و خيلي زود به افسانه اي غريب تبديل شد.

 

كشتي ميكل آنژ اما سالم باقي ماند و ظاهرا تا سال 1991 در ايران باقي ماند اما بعد به دليل مستهلك شدن زياد به يك شركت اوراق چي پاكستاني/ بنگلادشي فروخته شد تا اوراق شود . ساين بهزاد ، يكي از آخرين ساكنين رافائل درباره ي مسامحه و غفلتي كه در مورد رسيدگي و حفظ اين كشتي اتفاق افتاده بود ، و درباره ي اوضاع واحوال كشتي در آن زمان نوشته است : «من در آن زمان در سال هاي 78 و 79 دو سال در كشتي زندگي كردم . بعد از انقلاب اسلامي و سقوط شاه ، كشتي در بندر بوشهر به حال خود گذاشته شده بود . متاسفانه كشتي توسط عده اي غارت شد . جلبك هاي ساحلي هم باعث شد كه كشتي به شدت تخريب شود .رافائل در زير آفتاب بندر بوشهر پوسيد و به محلي براي حكمفرمايي موشها تبديل شده بود. » اين افسر كشتي رافائل نوشته است :«در دوران يكي از آتش بس هاي ابتدايي جنگ ايران و عراق رافائل به عنوان يكي از مناطق و اهدافي كه ممكن است مورد بمباران عراق واقع شود اعلام شد. به همين دليل كشتي را توسط يك يدك كش1000 متر در كنار ساحل جابجا كردند و بعد توسط گروهي از تفنگدارن نيروي دريايي مورد محافظت قرارش دادند . اما با اين وجود در يكي از روزهاي جنگ ايران و عراق كشتي توسط يكي از موشك هاي هواپيماها مورد اصابت قرار گرفت ...رافائل يكي از بزرگترين و بهترين جاهايي بود كه من دوسال از عمرم را درآنجا گذراندم. بعداز اين همه سال ،هنوز كه هنوزاست كليد كابين خودم در كشتي رافائل را در جاسويچي ام حفظ كردم...»

 

امروزه علي رغم شايعاتي كه وجود دارد رافائل ديده نمي شود و زير7 متر آب ،در فاصله ي دو كيلومتري نيروگاه اتمي قرار گرفته است.اما چيزي كه جالب است خاطره ي اين كشتي است كه امروزه روز باقي مانده است و بسياري با هر جذر و مد و پديدار شدن جسمي از زير آب مي گويند رافائل از آب درآمده.... در بوشهر به بهانه هاي مختلف يادي از اين كشتي مي شود . پوسترهاي اين كشتي در ابعاد بزرگ منتشر شده و به فروش مي رسد . در خيابان ساحلي شهر نيز رستوراني با معماري جديدي ساخته شده كه صاحب خوش ذوقش نامش را به ياد آن كشتي رافائل گذاشته و در آن مرغ سوخاري كنتاكي(!) عرضه مي كند. در مقابل اين محل بقاياي كشتي است كه عده اي مي گويند اين همان رافائل معروف است در صورتي كه اين تپه ي فلزي كه هر از چند مدت ،سر از آب در مي آورد بقاياي همان كشتي «ايران سلام» يا «ايران سيام» است كه 40 متر از بدنه اش بيرون آب آمده است و امروزه مكاني براي ماهيگيران شهر شده است.

اما چه شد رافائل، اين جواهر گرانبهاي اقيانوس هاي گرم جهان و اين ثروت ملي ايرانيان كه زماني از كنار برج هاي دوقلوي نيويورك ،خرامان و دودكنان و بوق زنان رد مي شد ، چه پيش از غرق شدن و چه پس از فرو رفتنش در اعماق آب هاي بوشهر اين چنين مورد اهمال ما واقع شد وتنها خاطره اي و يادي مبهم از آن باقي مانده است .آيا ماجراي رافائل يك درس بزرگ براي جامعه ما براي حفظ و نگهداري آثار فرهنگي ،تاريخي اش نيست ؟ نسبت به خودمان بي رحميم همانطور كه نسبت به آثار ملي مان بي رحم تر. دقيقا براي رافائل همان اتفاقي افتاد كه امروز براي بافت قديم بوشهر و كتيبه ي سنگ نوشته خارگ روي داد. صداي بوق بلندي مي آيد، اين بار صداي بوق يك كشتي نيست ، صداي بوق بلند يك هشدار است. هشداري به همه ي ما. به خود آييم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور ۱۳۸۹ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

آنچه گذشت ! كليد كنيد ...

گيرم كه آب رفته به جوي باز آيد ..... با آبروي رفته چه بايدكرد ! - چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389
دعواي گنجشكها و تماشاي ديگر گنجشكها !!! - سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389
چند پند از كوروش كبير : - شنبه بیست و سوم مرداد 1389
هفته اي كه گذشت ( روي هر كدام كه مايليد كليد كنيد ) - شنبه بیست و سوم مرداد 1389
نخستین سد لاستیکی در استان گیلان به زودی در شلمان (لنگرود )ساخته می شود - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
حلول ماه مبارك رمضان مبارك : - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
بعد مرگم اشك و ناليدن چه سود - دوشنبه هجدهم مرداد 1389
تیم ملی به کریمی نیازمند است - دوشنبه هجدهم مرداد 1389
قوانين زمين فوتبال - یکشنبه هفدهم مرداد 1389
معضل بزرگ حاشيه نشينان شاليزارها در شلمان و ديگر منطقه برداشت برنج : - یکشنبه هفدهم مرداد 1389
همسايه ها : - شنبه شانزدهم مرداد 1389
شهيد حجت محمدي شلماني و شهيد رضا قلي نيكوكار شلماني (‌ محبوب قلبها ) يادشان گرامي : - شنبه شانزدهم مرداد 1389
سفر براي وطن ترانه اي ماندگار از استاد نوري ( خدا رحمت كند ) - شنبه شانزدهم مرداد 1389
در انتظار آخر شهريور : - شنبه شانزدهم مرداد 1389
تاسيس باشگاه فوتبال پايه ، شلمان ( لنگرود ) ارديبهشت 1390 به مديريت حسين محمدي شلماني - شنبه شانزدهم مرداد 1389
گردهمايي سيكاروديهاي مركز ( نگاهي مجدد به اهداف همياري سيكارويهاي تهران 20/3/89 ) - چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389
تصاويري از چهار گوشه باغ كشاورزي شلمان ( لنگرود ) و درختی با 90 سال قدمت - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
رحمان براي همشهري اينچنين مي نويسد ؟! - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
آفات مهم مزارع برنج کشور - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
بچه های محل 1362 ، در حال حاضر همگي بيش از 35 سال دارند و داراي زن و بچه اند! - سه شنبه دوازدهم مرداد 1389
مهرداد لاهوتي نماينده مردم شهرستان لنگرود ( قدم به قدم از آستارا تا محمود آباد ، ورود به ساحل دريا - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
ياران دبستاني من - چهارشنبه سی ام تیر 1389
بيا با هم در شهر قدم بزنيم ! - چهارشنبه سی ام تیر 1389
در تلاشم بستري مناسب جهت شكوفايي ورزش ديار خود بر پا كنم % - چهارشنبه سی ام تیر 1389
تنگتدستی و بیکاری عاملی است در جهت بزهکاری ! - چهارشنبه سی ام تیر 1389
روانه يك دنياي بهتر 1359 " فرار از فقر اجتماعي " شلمان و سيكارود و خيلف محله و گاواسراي و ...همه م - چهارشنبه سی ام تیر 1389
شماره حساب مهرگستر بانك كشاورزي لنگرود 398055503 به حمايت شما علاقه مندان به ورزش - چهارشنبه سی ام تیر 1389
براي شاد زيستن بايد امتحان كرد ؟! - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
يادآوري قسمتي از سايت مسدود شده !؟ - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
تصويري از ديار من شلمان - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
كيفي پيدا كرده بودم ! - شنبه بیست و ششم تیر 1389
باغ تفريحي و گردشگري شلمان ( لنگرود ) بزودي تصاويري زيبا از چهارگوشه باغ - شنبه بیست و ششم تیر 1389
ساخت اماکن تفریحی، خدماتی ، ورزشي و با اجاره آنها درآمدهای پایداری تلقي مي شود . - شنبه بیست و ششم تیر 1389
تاريخچه فوتبال در شهر شلمان از سال 1348 ( لنگرود ) - چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
شلمان : شهر ابریشم - چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
عملکرد شهردار محترم شلمان مهندس جعفر حسن زاده ستودنی است . - چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

گيرم كه آب رفته به جوي باز آيد ..... با آبروي رفته چه بايدكرد !

گيرم كه آب رفته به جوي باز آيد ..... با آبروي رفته چه بايدكرد !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

دعواي گنجشكها و تماشاي ديگر گنجشكها !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط حسین محمدی شلمانی HO-MOHAMMADI SHALMANI   | 

مطالب قدیمی‌تر